دستگاه عصبی

دستگاه عصبی از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو دستگاه عصبی the human nervous system. لاتین systema nervosum دستگاه عصبی دستگاه عصبی یا سیستم عصبی یا سامانهٔ عصبی (nervous system) در بدن جانوران به هماهنگی فعالیتهای ماهیچهها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، و ایجاد و توقّف ورودیهای مربوط به حواس مختلف را باعث میشود. وظیفه کنترل اعمال بدن بر عهدهٔ دو سامانهٔ عصبی و غدهای درونی میباشد، که از این میان، سامانهٔ عصبی، از یاختههای عصبی و یاختههای کمکی تشکیل شدهاست. به این ترتیب دستگاه عصبی، با ساختار و کار ویژهای که دارد، در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال سلولها و اندامهای مختلف بدن تمایز و تکامل یافتهاست. خواص ویژهٔ آن عبارت اند از تأثیرپذیری نسبت به محرکهای خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطهٔ دستگاه به نقطهٔ دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به یک واحد دیگر.[۱] محتویات ۱ تقسیمبندی دستگاه عصبی ۱.۱ دیدگاه کالبدشناختی۱.۲ دیدگاه کارکردی۲ وظیفه دستگاه عصبی۳ جنینشناسی دستگاه عصبی۴ دستگاه عصبی مرکزی ۴.۱ مغز۴.۲ نخاع۴.۳ محافظت از دستگاه عصبی مرکزی۴.۴ نوروگلی۵ دستگاه عصبی محیطی ۵.۱ اعصاب مغزی۵.۲ اعصاب نخاعی۶ جستارهای وابسته۷ پیوند به بیرون۸ پانویس۹ منابع تقسیمبندی دستگاه عصبی تقسیمبندی دستگاه عصبی معمولاً بر دو مبنای کالبدشناختی (آناتومیک) و کارکردی صورت میگیرد. دیدگاه کالبدشناختی دستگاه عصبی را از دیدگاه کالبدشناختی به دو بخش تقسیم مینمایند، که عبارتاند از: دستگاه عصبی مرکزی[۲]: از مغز و نخاع تشکیل گردیدهاست.دستگاه عصبی محیطی[۳]: از۱۲ جفت رشتههای عصبی مغزی و ۳۱ جفت رشتههای عصبی نخاع تشکیل گردیدهاست که مغز و نخاع را به سایر قسمتهای بدن ارتباط میدهند. دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش اصلی حسی و حرکتی است. بخش حسی اطلاعات اندامهای حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت میکند (حس پیکری و حس احشایی)، و بخش حرکتی ارسال پیام عصبی را به اندامهای حرکتی بر عهده دارد و خود شامل دو دستگاه مستقل میشود: دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار.[۱] دیدگاه کارکردی از دیدگاه کارکردی سامانهٔ عصبی را به دو بخش تقسیم مینمایند: دستگاه عصبی پیکری[۴]: بخش ارادی سامانهٔ عصبی بوده و به ماهیچههای اسکلتی و همچنین ماهیچه زبان عصبدهی مینماید. برخی از فعالیتها در این دستگاه همچون انعکاسهای نخاعی، غیر ارادی اند[۱].سامانه عصبی خودگردان و یا خودمختار [۵]: همانطور که از نام آن مشخص است، سامانهٔ عصبی کاملاً غیر ارادی بوده که بر اعمال اندام درونی بدن، غدهها و... نظارت دارد و شامل دو گروه رشتههای عصبی سمپاتیک و رشتههای عصبی پاراسمپاتیک میباشد که حالت پایدار بدن را حفظ میکنند. عمل این دو بخش به طور معمول برخلاف یکدیگر است. وظیفه دستگاه عصبی سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب دادهها واعمال حرکات. این فعالیتهای عصبی به طور کلی در دو جهت انجام میگیرند: تنظیم فعالیتهای درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار میکنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق میافتد که بدن از راه نورونها، گلیا و سیناپسها به گردآوری اطلاعات و دادهها میپردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپسهایی پایه ریزی میگردد که سلولها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل میکنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است. روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها میباشد. رشتههای عصبی آوران محرکهای عصبی را از گیرندههای حسی به مغز و نخاع هدایت میکنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب دادهها و فقط درمغز صورت میپذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمانهای عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچهها و اندامها هدایت میشوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته میشود. سلولهای گلیا داخل بافت عصبی یافت میشوند و قابل تحریک نیستند. جنینشناسی دستگاه عصبی در هفته سوم پس از لقاح، در ناحیه پشتی جنین، نوار طولی از اکتودرم ظاهر شده که دارای دو پایانه سری و دمی میباشد، این صفحه، صفحه عصبی گفته میشود، از آنجایی که رشد اطراف صفحه بیش از نواحی مرکزی آن میباشد پس از مدتی صفحه بصورت ناودان مانند موسوم به ناودان عصبی و با ادامه روند رشد، سرانجام بصورت لوله در امده که به آن لوله عصبی گفته میشود. دستگاه عصبی مرکزی نمایی کلی از دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع دستگاه عصبی مرکزی با از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شدهاست. مغز در داخل حفره جمجمهای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت میشود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهرهها حمایت میشود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶]. دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری تشکیل یافتهاست. ماده خاکستری حاوی سلولهای عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است. مغز نوشتار اصلی: مغز مغز در داخل حفره جمجمهای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل میشود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل میشود را بنام ساقه مغز (brain stem) میشناسند و قسمت جلویی مغز را پیشامغز (پروزانسفالون) (prosencephalon) مینامند[۶]. در رویان ۵ هفتهای پیشامغز از دو قسمت تشکیل شدهاست: تلانسفال (telencephalon) و دیانسفال(diencephalon). تلانسفال که نیمکرههای مغزی را میسازد و دیانسفال که چشمها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را میسازد[۷]. ساقه مغز از دو تشکیل شدهاست: مغز میانی (مزانسفالون mesencephalon) و مغز پسین (رومبانسفالون rhombencephalon). نمای از تمایز دستکاه عصبی مرکزی در دوران جنینی رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شدهاست: متانسفالون (metencephalon) که در آینده پل مغز (pons) و مخچه (cerebellum) از آن منشا میگیرد و میلانسفالون (myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (medulla oblongata) را میسازد[۷]. وزن مغز: وزن مغز در انسانها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم میباشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری میباشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم میباشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود میرسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن کاهش مییابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶]. برش عرضی از نخاع نخاع نوشتار اصلی: نخاع نخاع درون ستون مهرهها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل میکند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیامهای عصبی به ماهیچهها، مرکز برخی از انعکاسهای بدن است. انعکاس، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچهها در پاسخ به محرکهاست. ۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشههای پشتی محتوی نورونهای حسیاند که اطلاعات را از گیرندههای حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال میدهند. ریشههای شکمی محتوی نورونهای حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچهها و غدهها منتقل میکنند. در برش عرضی نخاع دو بخش دیده میشود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل جسم سلولی نورونهاست، و بخشی از جنس مادهٔ سفید که محتوی آکسون و دندریت نورونهاست و بخش خاکستری را دربر گرفتهاست. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورونهای رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورونها با یکدیگر میشوند.[۱] محافظت از دستگاه عصبی مرکزی لایههای مننژ دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت میشود. نخستین عامل، استخوانهای جمجمه و ستون مهرهها هستند که جعبهای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود میآورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پردهای سهلایهای به نام مننژ میپوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سختشامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرمشامه است که دارای مویرگهای خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه میکند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرمشامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شدهاست و نقش ضربهگیر را دارد. همچنین، سلولهای پوششی دیوارهٔ مویرگهای مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافتها دیده میشود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلولهای مغز نقشی ندارند و نیز میکروبها معمولاً نمیتوانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظتکننده سد خونی مغزی میگویند[۱].نورونهای دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلولهای غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده میشوند حمایت میشوند[۸]. نوروگلی نوشتار اصلی: نوروگلی این دسته از سلولها وظیفه حمایت از سلولهای عصبی یا همان نورونها را بر عهده دارند و غیر عصبی هستند. گرچه این سلولها کوچکتر از نورونها هستند ولی از لحاظ تعداد ۵ تا ۱۰ برابر نورونها هستند به طوری که نصف حجم مغز و نخاع را شامل میشوند. این سلولها به ۴ دسته کلی تقسیم میشوند[۸]: آستروسیتهاالیگودندروسیتهاسلولهای میکروگلیسلولهای اپاندیم دستگاه عصبی محیطی نوشتار اصلی: دستگاه عصبی محیطی دستگاه اعصاب محیطی از اعصاب مغزی (cranial nerves)، اعصاب نخاعی (spinal nerves) و عقدههای مربوط به آنها تشکیل شدهاست. اعصاب مغزی اعصاب مغزی ۱۲ جفت میباشند. اگرچه دو جفت اول را نمیتوان واقعاً جزئی از دستگاه اعصاب محیطی بهشمار آورد. تا هفته چهارم تکامل جنینی هستههای همه ۱۲ عصب مغزی تشکیل شدهاند. همه اعصاب مغزی بجز عصب بویایی و عصب بینایی از ساقه مغز منشا میگیرند[۷]. لیست اعصاب مغزی به شرح زیر میباشد[۶]: زوج ۱: عصب بویایی (olfactory nerve)زوج ۲ : عصب بینایی (optical nerve)زوج ۳ : عصب حرکتی چشم (اوکولوموتور) (oculomotor nerve)زوج ۴ : عصب قرقرهای (تروکلئار) (trochlear nerve)زوج ۵ : عصب سهقلو (تریجمینال) (trigeminal nerve)زوج ۶ : عصب ششم مغزی (ابدوسنس) (abducens nerve)زوج ۷ : عصب چهرهای یا عصب فاشیال (facial nerve)زوج ۸ : عصب دهلیزی-حلزونی (وستیبولوکوکلئار) (vestibulocochlear nerve)زوج ۹ : عصب زبانی-حلقی (گلوسوفارینژیال) (glossopharyngeal nerve)زوج ۱۰ : عصب واگ (عصب جمجمهای دهم) (vagus nerve)زوج ۱۱ :عصب فرعی (اکسسوری) (accessory nerve)زوج ۱۲ : عصب زیرزبانی (هیپوگلوسال) (hypoglossal nerve) اعصاب نخاعی در انسان ها ۳۱ جفت عصب نخاعی وجود دارد که از راه سوراخهای بین مهره ای ستون مهرهها بیرون میآیند. اعصاب نخاعی به صورت زیر تقسیم بندی و نامگذاری میکنند: اعصاب گردنی (cervical nerves): این اعصاب ۸ جفت هستند که از c۱ تا c۸ نامگذاری شدهاند. اولین زوج از بین استخوان پسسری (occipital bone) و مهره اطلس خارج میشود[۶].اعصاب سینهای (thoracic nerves): این اعصاب ۱۲ جفت میباشند که از t۱ تا t۱۲ نامگذاری شدهاند.اعصاب کمری (lumbar nerves): این اعصاب ۵ جفت میباشند که از l۱ شماره تا l۵ نامگذاری شدهاند.اعصاب خاجی (sacral nerves): این اعصاب ۵ جفت میباشند که از s۱ تا s۵ نامگذاری میشوند.یک جفت عصب دنبالچهای (کوکسیژیال، coccygeal) که از بین مهره اول و دوم دنبالچهای خارج میشود. هر عصب نخاعی توسط دو ریشه به نخاع متصل است: ریشه پیشین (anterior root) و ریشه پسین (posterior root). ریشههای پیشین و پسین پس از خروج از طناب نخاعی به طرف سوراخ بین مهرهای خود رفته و به هم متصل میشوند و تشکیل عصب نخاعی را میدهند. ریشه پیشین حاوی الیاف وابران (efferent fibers) است در حالی که ریشه پسین حاوی الیاف آوران (afferent fibers) است. ازآنجا که الیاف آوران، اطلاعاتی از قبیل حس لامسه، درد، حرارت و ارتعاش را منتقل میکنند به آنها الیاف حسی (sensory fibers) هم میگویند. عصب نخاعی پس از گذشتن از سوراخ بین مهرهای به دو شاخه تقسیم میشود: شاخه بزرگ پیشین (anterior ramus) و شاخه بزرگ پسین (posterior ramus). این شاخهها هم الیاف حسی و هم الیاف حرکتی دارند. شاخههای پیشین در ابتدای اندام مربوطه به هم میپیوندند و شبکه عصبی را در همان طرف اندام ایجاد میکنند. شبکه گردنی و شبکه بازویی در ابتدای اندام فوقانی شکل میگیرند و شبکه کمری و شبکه خاجی یا شبکه ساکرال (sacral plexus) در ابتدایستگاه عصبی دستگاه عصبی جانوران پر سلولي براي ايجاد هماهنگي بين اعمال سلول ها و اندام هاي مختلف بدن خود نياز به عوامل و دستگاه هاي ارتباطي دارند و دستگاه عصبي در جهت ايجاداين هماهنگي به وجود امده است . خواص ويژه ي ان عبارت اند از : 1. تاثير پذيري نسبت به محرك هاي خارجي 2. ايجاد يك جريان عصبي كه نماينده ي تاثير محرك است 3. هدايت جريان عصبي 4. انتقال جريان عصبي از يك واحد عصبي به يك واحد ديگر تنظيم عصبي و انواع ان فعاليت هاي عصبي جانوران در دو جهت انجام مي شوند : 1.تنظيم فعاليت هاي دروني بدن 2. تنظيم موقعيت جانور نسبت به محيط خارجي وظیفه سیستم عصبی سیستم عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت حواس، ترکیب دادهها واعمال حرکات. دریافت حواس هنگامی اتفاق میافتد که بدن از طریق نرونها، گلیا و سیناپسها به جمع آوری اطلاعات و دادهها میپردازد. سیستم عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپسایی تشکیل میگردد که سلولها را به یکدیگر یا به مراکز سراسریدن و یا به سایر نرونها متصل میکنند. عملکرد این نرونها براساس تحریک و بازدارندگی است و هرچند سلولهای عصبی از لحاظ اندازه و مکان متفاوت هستند، ولی نحوه ارتباط بین آنهاست که تعیین کننده عملکرد آنها میباشد. این اعصاب محرکهای عصبی را از گیرندههای حسی به مغز و نخاع هدایت میکنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب دادهها و منحصرا درمغزصورت میپذیرد. پس ازپردازش اطلاعات درمغز، فرمانهای عصبی ازطریق مغزو نخاع به ماهیچهها و غدد هدایت میشوند که به این [فرایند] اعمال حرکت گفته میشود. سلولهای گلیا داخل بافتها یافت میشوند و قابل تحریک نیستند ولی به فرایند مایلناسیون، تنظیم یونی و مایع خارج سلولی کمک میکنند. سیستم عصبی از دو بخش عمده تشکیل یافتهاست: سیستم اعصاب مرکزی و سیستم عصبی جانبی. سیستم اعصاب مرکزی شامل مغزو نخاع میشود. مغز مرکز فرمان بدن میباشد. سیستم اعصاب مرکزی داری مراکز مختلفی است که به دریافت حواس، اعمال حرکت و ترکیب دادهها تخصیص دارند. این مراکز را میتوان به دو بخش مراکز تحتانی (شامل نخاع و ساقه مغز) و فوقانی تقسیم کرد که با مغزازطریق عملگرها درارتباط هستند. سیستم اعصاب جانبی شبکه گستردهای از عصبهای نخاعی و مغزیست که به مغزو نخاع متصل میباشند. سیستم اعصاب جانبی دربرگیرنده گیرندههای حسی است که به پردازش تغیرات محیط داخلی و خارجی کمک میکنند. این اطلاعات ازطریق اعصاب حسی داخلی به سیستم اعصاب مرکزی ارسال میشود. سیستم اعصاب جانبی به دو بخش سیستم اعصاب خودمختارو اعصاب ارادی تقسیم میشود. اعصاب خودمختارکنترل غیرارادی اندامهای داخلی، رگها، ماهیچههای قلبی وماهیچههای صاف را به عهده دارند. اعصاب ارادی کنترل ارادی پوست، استخوانها، مفاصل و ماهیچههای استخوانی را به عهده دارند. سیستم اعصاب مرکزی و جانبی درکناریکدیگرو به واسطه اعصابی که ازسیستم جانبی خارج و به سیستم مرکزی میپیوندند (و بالعکس)، انجام وظیفه میکنند. وظایف عمومی سیستم اعصاب مرکزی سیستم اعصاب مرکزی بزرگترین بخش سیستم عصبی است که شامل مغزو نخاع میشود. سیستم اعصاب مرکزی به همراه سیستم اعصاب جانبی، نقش بنیادینی درکنترل رفتار انسان ایفا میکند. سیستم اعصاب مرکزی به عنوان سیستمی که وقف پردازش اطلاعات و محاسبه حرکت مناسب درپاسخ به دریافت ورودی شدهاست، شکل گرفتهاست. دربسیاری از شاخههای تحقیقاتی، اعتقاد براین است که فعالیتهای حرکتی حتی بسی قبل از شکل گیری کامل حواس وجود دارند و حواس تنها نقش تاثیرگذاری غیرجبری بررفتار را دارند. این عقیده منجربه شکل گیری نظریه خودمختار بودن سیستم اعصاب مرکزی شدهاست. ساختار و کار نورون ( واحد عملی دستگاه عصبی ) وظیفه: تولید ، هدایت ، و انتقال پیام عصبی قسمتهای تشکیل دهنده: دندریت ← آورنده پیام به جسم سلولی اکسون ← بردن پیام از جم سلولی و رساندن آن به پایانه آکسونی ( با نورون و سلول های دیگر همچون سلول های عضلانی و ترشحی در ارتباط است ) جسم سلولی ← دریافت پیام و صادر کردن دستور تقسیم بندی نورون ها بر اساس عملکرد دندریت اکسون ****************** ****************** منفرد بلند میلین دار متصل با سلول های دیگر منفرد کوتاه میلین دار سیناپس با نورون بعدی: (دندریت حرکتی یا دندریت رابط ) نورون حسی متعدد کوتاه بدون میلین سیناپس با: (اکسون حسی یا آکسون رابط ) منفرد بلند میلین دار سیناپس با : (سلول عضلانی یا سلول ترشحی ) نورون حرکتی متعدد کوتاه بدون میلین سیناپس با: ( آکسون حسی یا آکسون رابط) منفرد کوتاه بدون میلین سیناپس با: (دندریت حرکتی یا دندریت رابط ) نورون رابط انتقال دهنده های عصبی : ناقل پیام در فضای سیناپسی مثال: استیل کولین (در ماهیچه ها) مکانیسم عمل: 1- ترکیب وزیکول های حاوی انتقال دهنده با غشای انتهای آکسون 2- آزاد شدن انتقال دهنده عصبی در فضای سیناپسی 3-تاثیر بر سلول پس سیناپسی از طریق اتصال به گیرنده پروتئینی غشائی ( کانال یونی غشائی ) انواع: مهارکننده: منفی تر شدن پتانسیل غشاء پس سیناپسی ← مهار عملکرد نورون پس سیناپسی فعال کننده : ایجاد پتانسیل عمل در غشاء پس سیناپسی ← فعالیت نورون پس سیناپسی هسته مغز شامل 7قسمت می شود : 1-بصل النخاع: کنترل تنفس وتنظیم بازتاب را به عهده دارد 2-پل مغزی: درکنترل خواب وانگیختگی اثر دارد. 3-مخچه : ساختار گردی دارد ونقش مهمی در هماهنگی ایفا میکند. 4-تالاموس: اطلاعات بدست امد ه از گیرنده های حسی را دسته بندی کرده وبه قشر مخ هدایت می کند. 5-هیپو تالاموس: تنظیم هیجانات وپاداش وهدایت دستگاه غدد درون ریز را به عهده دارد 6-غده ی هیپو فیز : بر دستگاه غدد درون ریز اثر دارد وبه تنظیم تولید هورمون ها میپردازد. 7-تشکیلات شبکه ای: به تنظیم حالات برانگیختگی وهشیاری می پردازد. دستگاه لیمبیک : شبکه گسترده ای از نورون ها که تالاموس وهیپو تالاموس را به بخشهایی از قشر مخ متصل میکند . در حافظه .یادگیری. واحساسات نقش مهمی دارد.از دو سازه اصلی تشکیل شده: 1-هیپوکامپ(دم اسبی): در ثبت وقایع وتغییررفتار نقش دارد. بادامه : مرکز تشخیص خطر است .درکنترل واثر گذاری بر فعالیت ها واحساسات نقش دارد. ۲-سازه کوچکتر لیمبیک: فورمیکس وپاراهیپو کمپوس شیارهای کمربندی مغز قشرمخ: عالیترین ناحیه پیش مغزاست .عالی ترین کارهای ذهنی چون فکرکردن وبرنامه ریزی را به عهده دارد . دونیکره دارد که هر کدام شامل چهار لوب است: 1-لوب پیشانی : درکنترل ماهیچه های حرکتی .هوش وشخصیت دخالت دارد. 2-لوب پس سری : در بینایی نقش دارد وبه ما امکان تشخیص اشیا رامیدهد. 3-لوب گیجگاهی: در شنیدن .پردازش زبانی وحافظه دخالت دارد. 4-لوب اهیانه ای: در ثبت موقعیت فضایی.توجه وکنترل حرکت دخالت دارد.در ادراکات حسی نیز نقش دارد از لحاظ کارکرد مخ به 5ناحیه تقسیم می شود: 1.ناحیه حسی : براحساسات ما نظارت می کند وجایگاهش در قطعه اهیانه ای است. 2.ناحیه حرکتی اولیه: در حرکات ارادی نظارت دارد.و در قطعه پیشانی قرار گرفته . 3.ناحیه بینایی اولیه: درقطعه پس سری است 4.ناحیه شنوایی اولیه: درقطعه گیجگاهی قرار دارد. 5.نواحی ارتباطی: درقطعه پیشانی قرار دارد.در فرایندهای فکری مثل مسئله گشایی دخیل است. پمپ سدیم-پتاسیم غشای پلاسمايی همه سلولها به صورت مانعی در برابر جابهجايی يونها عمل میکند. پروتئين ها و يونهای فسفات معدنی که غشا آنها را درون سلول نگه میدارد، بار منفی دارند. از اين رو، درون سلول از بيرون آن منفیتر است. اين بارهای منفی، يونهای کوچک دارای بار مثبت را به درون سلول میکشانند. اما، از ميان اين نوع يونها تنها k + میتواند به مقدار محسوسی از خلال غشا بگذرد. در نتيجه، غلظت k + درون سلولها، بيشتر از مايع برون سلولی است. برعکس، غشا پلاسمايی نفوذپذيری بسيار اندکی به na + دارد و غلظت na + در مايع برون سلولی بيشتر از درون سلول است. عمل پمپ k + / na + نيز در ايجاد اين اختلاف غلظت و با ر موثر است. اين، پمپ به ازای هر دو يون پتاسيمی که وارد سلول میکند، سه يون از آن خارج میسازد. بنابراين، درون سلول در مقايسه با برون سلول منفیتر میشود. يون های سديم در داخل سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل میشوند. شکل پمپ تغير میکند و در نتيجه يونهای سديم به بيرون رانده میشوند. يونهای پتاسيم در خارج سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل میشوند. يونهای سديم آزاد میشوند و در همين زمان يونهای پتاسيم به درون سلول انتقال میيابند. يونهای پتاسيم آزاد میشوند و چرخه ديگری آغاز میشود. پتانسيل آرامش همانطور که گفته شد، غشای سلول دو محيط سيتوپلاسم و مايع برون سلولی را از هم مجزا میسازد. اين دو محيط از لحاظ غلظت و بار با هم تفاوت دارند؛ درون سلول منفیتر از بيرون آن است. تفاوت باری که بين دو محيط وجود دارد، اختلاف پتانسيل مینامند. چون اين تفاوت بين دو سوی غشای سلول وجود دارد از آن با عنوان پتانسيل غشا ياد میشود. پتانسيل غشا در واحد ولت بيان میشود. همه سلولهای بدن، پتانسل غشا دارند. اما تنها سلولهای عصبی و سلولهای ماهيچهای میتوانند از اين پتانسيل غشا برای ايجاد پيام عصبی بهره گيرند. وقتی نرون يا سلول ماهيچهای در حالت استراحت است (پيام عصبی توليد نمیکند) پتانسيل غشا پتانسيل آرامش ناميده میشود. مقدار اين پتانسيل در حدود 70- ميلی ولت ( mv ) است. در اين حالت درون سلول منفیتر از بيرون آن است. از اينرو، گفته میشود سلول دروضعيت پلاريزه (دارای قطب؛ درون منفی و برون مثبت) است. توجه داشته باشيد که در حالت پلاريزه، درون سلول يونهای مثبت و برون سلول يونهای منفی نيز وجود دارد، اما مقدار يونهای مثبت در برون سلول بيشتر است. اگر پتانسيل غشا در اثر محرکی افزايش يابد (برای مثال، به 35- يا 10+) گفته میشود سلول در وضعيت دپلاريزه (از دست دادن قطبيت) قراردارد. زيرا، در اين حالت اختلاف پتانسيل درون و برون سلول کاهش میيابد. اگر محرک باعث کاهش پتانسيل غشا شود (برای مثال، تا 85- يا کمتر) گفته میشودسلول در حالت هايپرپلاريزه (قطبيت زياد) قراردارد. زيرا، در اين حالت بر اختلاف پتانسيل درون و برون سلول افزوده میشود. پتانسيل عمل از آنجا که دو لايه لپيدی غشا نسبت به بيشتر يونهای نفوذپذيری بسيار اندکی دارد، آنها از طريق مجاری ويژهای از خلال غشا میگذرند. اين مجاری ماهيت پروتئينی دارند. نفوذ پذيری غشا به na + ، k + و ديگر يونهای معدنی به وسيله بخشی از اين مجاری به نام دريچه تنظيم میشوند. دريچههای مجاری غشا در شرايط ويژهای باز يا بسته میشوند. وقتی دريچه مجرايی بسته است، نفوذ پذيری غشا به آن يون پايين است و وقتی دريچه مجرايی باز میشود، نفوذ پذيی غشا به آن يون افزايش میيابد. در غشای سلول عصبی دريچههای مجاری na + و k + تحت تأثير پتانسيل غشاء باز يا بسته میشوند. از اينرو، اين مجاری را با عنوان مجاری حساس به ولتاژ معرفی میکنند. در پتانسيل آرامش ( mv 70-) دريچههای مجاری na + بسته است. از اين رو، فقط مقدار بسيار اندکی na + از اين مجاری نشت میکند. در اين حالت بعضی از مجاری k + باز هستند. بنابراين، سلول در حال استراحت به k + بيشتر از na + نفوذپذير است. وقتی سلول دپلاريزه میشود، تغيير ولتاژ به باز يا بسته شدن بعضی از دريچهها می انجامد . در نتيجه غلظت يونها ی درون و برون سلول تغيير میکند. وقتی غلظت يونها در دو طرف غشای سولو عصبی در تعادل است مجاری حساس به ولتاژ بسته اند. وقتی يون های اضافی تعادل را بر هم میزنند، مجاری حساس به ولتاژ باز میشوند و يونها از خلال آنها عبور میکنند. وقتی محرکی که باعث دِپلاريزه شدن غشای سلول عصبی میشود، بر آن اثر میگذارد، دريچههای مجاری na + باز میشوند. در نتيجه، يونهای سديم به درون سلول سرازير میشوند. به اين ترتيب، پتانسيل غشا کاهش میيابد و سلول دپلاريزه میشود. دپلاريزه شدن سلول که در واقع نوعی تغيير ولتاژ است باعث باز شدن مجاری k + و خروج اين يون از سلول میشود. وقتی که خروج يونهای پتاسيم افزايش يافت، همگام با تغيير ولتاژ دريچههای مجاری na + بسته میشوند. در نهايت بيشتر مجاری k + نيز بسته میشوند و فقط بعضی از آنها باز میمانند. به اين ترتيب سلول دوباره به حالت آرامش خود باز میگردد. البته، پمپ na + / k + نيز در اين بازگشت موثر است. يکی از ويژگيهای اين پمپ اين است که هرگاه غلظت يونهای سديم درون سلول زياد شود، سرعت فعاليت آن به شدت افزايش میيابد. تغيير نفوذ پذيری غشاء به na + و k + که باعث تغيير پتانسيل غشاء میشود، واقعهای را میسازد که پتانسيل عمل يا تکانه عصبی نام دارد. به عبارت ديگر، پتانسيل عمل تغيير ولتاژ غشا است که تحت تاثير محرک رخ میدهد. پتانسيل عمل با ورود سديم به سلول عصبی و خروج پتاسيم از آن شکل میگيرد. ورود سديم به دپلاريزه شدن و خروج پتاسيم به پلاريزه شدن مجدد میانجامد. دستگاه عصبی محیطی رشتههای عصبی عقدههای نخاعی- جمجمهای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار میروند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع میروند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچهها و غدهها میروند و اعصاب مختلط که شامل رشتههای حسی و حرکتی هستند. اعصاب پیکری و خودمختار اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها میروند. بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچهای مخطط میبرند و ارادی هستند.بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره میکنند. رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل میکنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصلالنخاع آغاز میشود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم میرسد. اندام تحتانی ایجاد میشوند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۹ ساعت 13:33 توسط پایه سوم نظرآباد
|