میم مثل معلم

میم مثل معلم
نمی دانم با كدامین قلم، شكوه ایثار خاموش معلم كه در گستره تاریخ مكتوب بشریت چون نگینی زرین درخشیده است را به تصویر درآورم .



با گچ سفید روی تخته ای كه سبز رنگ است و هیچگاه ندانستم چرا به آن می گویند تخته سیاه خطی صاف می كشید. سالها گذشت تا فهمیدم این خطهای صاف و گاهی كج همراه نقطه چه معنایی دارند.

گچهای سفید آن زمان هر روز كوچكترو كوچكترشدند و من بزرگتر آنقدر بزرگ كه دیگر میز و نیمكت های كلاس درس برایم تنگ شد و من به مدرسه ای بزرگتر به نام اجتماع رفتم.

او ماند درهمان كلاس درس با تخته سیاه و گچ های سفید كوچك و دانش آموزانی با شیطنت و تنبلی هایشان ،اجازه گرفتن های بی موقع و تقلبهای زیر میزیشان.

نامش تنها با سه حرف از حروف الفبا تشكیل شده اما وسعت مهربانی و ایثارش به اندازه تمام حروف است. وقتی معلم را بخش می كنی اولش محبت و آخرش محبت است .

آن زمان كه پای درسش می نشستم و او الفبای عشق را به من می آموخت، دلم پر می شد از گوهر كلمات .

پای صحبت هر انسانی با هر شغل و جایگاه كه می نشینی همه ازاولین معلم های خود سخن می گویند. فرقی نمی كند پزشك باشی یا راننده تاكسی حتما یك بار را در كلاس درس حضور داشتی و معلم برای سوال پرسیدن نامت را از روی دفتر بزرگ حضور و غیاب خوانده .

اولین بار كه مداد بزرگ را در دستان كوچكت گرفتی واین معلم كلاس اول بود كه با صبر و حوصله به تو یاد داد چگونه بر روی خطهای آبی دفتر مشق كلمه و جمله بنویسی .

طنین قدم هایش و آوای بخش كردن كلمات هیچگاه ازخاطرات و یاد ها پاك نخواهد شد.

همانطور كه اولین تشویق و اولین اخمش را هر گز فراموش نمی كنم.

آری معلم همان كه علم آموزی و صبر را از پیامبران به ارث برده و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره گیتی است.

بی گمان روز معلم كه عنوانش را از شهادت استاد مطهر و همیشه ماندگار، شهید مرتضی مطهری گرفته فرصتی است برای گفتن از ایثارآنان كه عاشقانه فرزندان این سرزمین را پرورش می دهند وغیرت و زندگی را به آنها می آموزند
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 11:24  توسط باقری نژاد و مصطفوی   |  نظر بدهید