دستگاه شنوایی

عنوان  :  دستگاه شنوايي Hearing system
نویسنده :  كوثر يوسفي
كلمات كليدي  :  گوش خارجي، گوش مياني، گوش داخلي، دستگاه شنوايي، روان شناسي احساس و ادراك

  دستگاه شنوایی، مسئول جمع‌آوری، هدایت و تقویت اصوات و تبدیل صوت به انرژی الکتریکی و انتقال آن به مراکز ویژه‌ای در مغز است. اندام شنوایی از 3 بخش گوش خارجی، میانی و داخلی ایجاد شده است.

 

 

گوش خارجی

  از لاله و مجرای گوش تشکیل شده است. لاله گوش از طرفین کاسه سر به بالا و خارج کشیده شده و مسئول جمع‌آوری اصوات است. لاله گوش دارای دو سطح خارجی و داخلی و یک کنار محیطی است. سطح خارجی لاله گوش نامنظم، مقعر و دارای برجستگی و فرورفتگی است. کنار محیطی، پیچک هلیکسنام دارد که در پایین به نرمه گوش ختم می‌شود. بخش عمقی لاله گوش را صدف می‌نامند. صدف به مجرای گوش خارجی منتهی می‌شود. جلوی مجرای گوش خارجی برجستگی کوچکی به نام زبانه[قرار دارد. مجرای گوش خارجی به طول 5/2 سانتی‌متر از صدف شروع و به پرده گوش ختم می‌شود. یک‌ سوم خارجی آن، غضروفی و دو سوم داخلی آن استخوانی است. مجرای گوش به سمت جلو، داخل و پایین امتداد می‌یابد و کمی به جلو و عقب انحنا دارد. پوست مجرای گوش از مو پوشیده شده و دارای غدد ویژه‌ای است که ماده مومی‌شکلی به نام سرومن(واکس) ترشح می‌کنند. وجود این مواد از ورود ذرات گرد و غبار و حشرات به داخل گوش جلوگیری می‌کند.

 

 

گوش میانی

  محفظه‌ای استخوانی است که از مخاط پوشیده شده است و در ضخامت استخوان گیجگاه قرار داشته و حفره صماخ نامیده می‌شود. این محفظه به شکل مکعب نامنظمی است که جدارهای داخلی و خارجی آن به یکدیگر نزدیک شده‌اند و استخوانچه‌های گوش در آن قرار دارند. حجم این محفظه به اندازه 5 قطره آب است. جدار خارجی محفظه توسط پرده صماخ پوشیده شده است. جدار داخلی محفظه، استخوانی است و در آن دو سوراخ دیده می‌شود که دریچه دهلیزی و دریچه حلزونی نام دارند. در جدار قدامی دو مجرا وجود دارد. یکی قطورتر است که شیپور استاش[نام دارد و مرتبط با حلق می‌باشد و دیگری عضله کشنده پرده صماخاست.

  سه استخوانچه هستند که در گوش میانی و بعد از پرده صماخ قرار دارند که به ترتیب استخوانچه چکشی، استخوانچه سندانی و استخوانچه رکابینام دارند. دسته استخوانچه چکشی به پرده صماخ می‌چسبد. استخوانچه چکشی به وسیله رباط‌های ریزی به استخوانچه سندانی متصل می‌شود به‌طوری که با حرکت استخوانچه چکشی، استخوانچه سندانی هم همراه آن حرکت خواهد کرد. انتهای دیگر استخوانچه سندانی به تنه استخوانچه رکابی متصل می‌شود. استخوانچه‌های گوش میانی به وسیله لیگامان‌ها(رباط‌ها) طوری آویزان شده‌اند که مجموع استخوانچه‌های چکشی و سندانی به صورت یک اهرم واحد عمل خواهند کرد و نقطه اتکای این اهرم تقریبا در لبه پرده صماخ قرار گرفته است

 

 

تصویر

 

گوش داخلی از دو قسمت به نامهای لابیرنت غشایی استخوانی تشکیل شده است. لابیرنت غشایی متشکل از کیسه‌های پر از مایعی است که در درون حفره‌ای از استخوان تمپورال (لابنریت استخوانی) قرار گرفته‌اند. لابیرنت استخوانی که شامل سه قسمت دهلیز ، کانالهای نیم دایره‌ای و حلزون است. در حلزون قسمتی از لابیرنت غشایی به نام مجرای حلزونی قرار گرفته است. حلزون 2.5 دور به دور محوری از استخوان اسفنجی به نام مدیولوس چرخیده است. حلزون از سه لوله پیچ خورده که کنار هم قرار دارند تشکیل شده است؛ نردبان دهلیزی ، نردبان میانی و نردبان صماخی. نردبان دهلیزی و میانی بوسیله غشاء راینسر و نردبان میانی صماخی بوسیله غشاء قاعده‌ای از یکدیگر جدا شده‌اند.

بر روی سطح غشاء قاعده‌ای ساختمانی موسوم به اندام کورتی قرار گرفته که محتوی یک سری سلولهای حساس به تغییرات مکانیکی موسوم به سلولهای مژکدار است. این سلولهای مژک‌دار اندامهای گیرنده‌ای هستند که در جواب به ارتعاشهای صوتی ایمپالسهای عصبی تولید می‌کنند. دو نوع سلول مژکدار وجود دارد به تعداد 3500 عدد و سه الی چهار ردیف از سلولهای مژکدار خارجی به تعداد 20000 عدد ، قاعده و پهلوهای این سلولها بوسیله تورینه‌ای از انتهای عصب حلزونی احاطه شده‌اند. این فیبرهای عصبی به عقده مارپیچی کورتی که بر روی مودیولوس قرار دارد، می‌روند. عقده مارپیچی به نوبه خود آکسونها را به داخل عصب حلزونی و سپس از طریق آن به سیستم عصبی مرکزی در سطح فوقانی بصل‌النخاع می‌فرستد.

میانی و صماخی را از هم جدا می‌سازد. بر سطح غشا قاعده‌ای، اندام کورتی قرار گرفته که محتوی یکسری سلول به نام سلول‌های مژک‌دار[ هستند. این سلول‌ها خاصیت گیرندگی دارند که در پاسخ به ارتعاشات صوتی، ایمپالس عصبی تولید می‌کنند. از آنجا که حلزون گوش داخلی در یک حفره استخوانی در استخوان تمپورال، به نام لابیرنت استخوانی قرار گرفت فضایی بین لابیرنت غشایی و لابیرنت استخوانی قرار گرفته است که مایع پری‌لنف در آن جریان دارد. اعصاب شنوایی – تعادلی از لابیرنت غشایی شروع می‌شود.

 

 

گوش و حس شنوایی

  صدا از ارتعاش اجسام تولید می‌شود که مولکول‌های هوا را فشرده در آنها موجی تولید می‌کند که این موج با سرعت کمی بیشتر از سیصدمتر در ثانیه در اطراف پخش می‌شود. صداها از نظر زیر و بمی و شدت و طنین متفاوتند. زیر و بم بودن صدا به بسامد(فرکانس) ارتعاش مربوط است و با واحد هرتز(Hertz)، یعنی تعداد دور در ثانیه اندازه‌گیری می‌شود. شدت صدا، بلندی آن است و صداهای شدیدتر امواج بلندتری ایجاد می‌کنند. طنین(timbre) ویژگی‌هایی است که نوع و ماهیت صوت را مشخص می‌کند. دستگاه شنوایی انسان نسبت به صداهایی که بسامد آنها بین بیست تا بیست‌هزار هرتز باشد، حساسیت دارد. با افزایش سن به‌تدریج توانایی دستگاه شنوایی برای شنیدن فرکانس‌های بالا کاهش می‌یابد. ارتعاش مربوط به صدا به وسیله لاله گوش و مجرای شنوایی به پرده صماخ می‌رسد و پرده مذکور، آن را با همان بسامد مرتعش می‌کند. ارتعاشات پرده صماخ در گوش میانی به وسیله سه استخوانچه چکشی، سندانی و رکابی تقویت می‌شوند و به دریچه بیضی که بسیار کوچکتر از پرده صماخ است و سپس به مایع پری‌لنف حلزون گوش داخلی منتقل می‌شوند. این مایع به علت وجود دریچه گردی در انتهای دیگر حلزون می‌تواند امواج صدا را هدایت کرده، بخشی از غشای پایه را حرکت دهد؛ به این ترتیب با فرورفتن دریچه بیضی به سوی گوش داخلی، دریچه گرد به طرف گوش میانی برآمده می‌شود. گیرنده‌های حس شنوایی در بخشی از ساختار حلزونی‌شکل گوش داخلی قرار دارند. حرکت مایعات آندولنف و پری‌لنف در گوش داخلی، غشای پایه و در نتیجه سلول‌های مژه‌دار را که گیرنده‌های شنوایی بوده و بر روی غشای پایه قرار دارند، جابجا می‌کند و سلول‌های مذکور را در بین غشاهای پایه و پوشاننده که به فاصله کمی در بالای سلول‌های مژه‌دار هستند، تحریک می‌کند. خمیدگی مژه‌ها باعث باز شدن کانال‌های سدیم غشای این سلول‌ها و در نتیجه دپلاریزه شدن و تحریک آنها می‌شود. صداها با بسامدهای مختلف، بخش‌های متفاوت غشای پایه را تحریک می‌کنند. به‌طور کلی صداهای زیر، قسمت‌های نزدیک به قاعده حلزون و صداهای بم نزدیک به رأس حلزون را مرتعش می‌کنند.

  با عبور صداهای بلند از طریق سیستم استخوانچه‌ای و نهایتا رسیدن آنها به سیستم عصبی مرکزی، رفلکسی اتفاق می‌افتد که پس از یک دوره نهفتگی 40 تا 80 هزارم ثانیه، موجب انقباض عضله رکابی و به میزان کمتر، عضله کشنده صماخ خواهد شد. عضله کشنده صماخ، دسته چکشی را به سمت داخل می‌کشد، در حالی که عضله رکابی، استخوانچه رکابی را به سمت خارج می‌کشد، این دو نیرو با یکدیگر مخالفت کرده و موجب می‌شوند که تمامی سیستم استخوانچه‌ای، سختی زیادی پیدا کند و به این ترتیب هدایت اصوات با فرکانس پایین و به‌خصوص فرکانس‌های زیر 1000 سیکل در ثانیه به میزان زیادی کاهش خواهد یافت. این رفلکس تضعیف‌کننده می‌تواند شدت انتقال صوت با فرکانس پایین را بین 30 تا 40 دسیبل کاهش دهد، که تقریبا مشابه اختلاف بین یک نجوا و یک صدای بلند است. هدف این مکانیسم احتمالا دوگانه است:

 

الف. حفاظت حلزون در برابر ارتعاشات آسیب‌رسان ناشی از اصوات فوق‌العاده بلند.

 

ب. پوشاندن اصوات با فرکانس پایین در محیط‌های شلوغ.

 

  این موضوع معمولا قسمت عمده‌ای از پارازیت زمینه‌ای را حذف کرده و به شخص اجازه می‌دهد تا توجه خود را روی اصوات با فرکانس بالاتر از 1000 سیکل در ثانیه متمرکز کند که در آن فرکانس‌ها، بخش اعظم اطلاعات مفید در ارتباطات کلامی انتقال می‌یابد. عمل دیگر عضلات کشنده صماخ و رکابی، کاهش حساسیت شنوایی یک فرد به صحبت کردن خود وی است. این اثر از طریق سیگنال‌های جانبی که موقع فعال شدن مکانیسم تکلم در مغز منتقل می‌شوند، فعال می‌شود.

 



تصویر

 

راه عصبی شنوایی

  • فیبرهای عصبی از عقده مارپیچی اندام کورتی وارد هسته‌های حلزونی پشتی و شکمی در قسمت فوقانی بصل‌النخاع می‌شوند. کلیه فیبرها در این محل سیناپس داده و نورونهای درجه دوم بطور عمده از طریق جسم ذوزنقه‌ای شکل به طرف مقابل تنه مغزی رفته و به هسته زیتونی فوقانی می‌رسند.
  • راه عصبی شنوایی از هسته زیتونی فوقانی از طریق لمینسکوس جانبی به طرف بالا سیر کرده و تعدادی از فیبرهای آنها در هسته لمینسکوس ختم می‌شوند و بسیاری از فیبرها از این هسته گذشته و به تکمه‌های چهار قلوی تحتانی می‌رسند و در این ناحیه ، ختم می‌شوند.
  • راه عصبی شنوایی از تکمه‌های چهار قلو تحتانی به هسته جسم زانویی میانی می‌رود که در آن کلیه فیبرها سیناپس می‌دهند.
  • سرانجام راه شنوایی ، به قشر شنوایی که در بخش فوقانی لوب گیجگاهی قرار دارد می‌رود.

عمل قشر در شنوایی

قشر شنوایی بطور عمده بر روی سطح فوقانی لوب گیجگاهی قرار دارد. دو ناحیه در قشر وجود دارد که عبارتند از قشر شنوایی اولیه ارتباطی شنوایی که قشر شنوایی ثانویه نیز نامیده می‌شود؛ قشر شنوایی اولیه مستقیما توسط فیبرهای عصبی که از جسم زانویی میانی به آن می‌رسند، تحریک می‌شود. در حالی که نواحی ارتباطی شنوایی بطور ثانویه بوسیله ایمپالسهای شنوایی اولیه و نواحی ارتباطی تالاموس در مجاورت جسم زانویی میانی تحریک می‌شوند.

در انسان ، اصوات با فرکانس پایین در قسمت جلو و خارج و اصوات با فرکانس بالا در قسمت عقب و داخل قشر شنوایی تصویر می‌شوند. اما باید دانست که در واقع ارتفاع و نه فرکانس صوت است که در قشر شنوایی رمز گذاری می‌شود. نورونهای انفرادی در قشر شنوایی به پارامترهایی از قبیل شروع ، مدت ادامه و فرکانس تکرار یک محرک صوتی و بویژه به جهتی که صوت از آن جهت ادامه است پاسخ می‌دهند. قشر شنوایی با تشخیص طرحهای صوتی ، تجزیه و تحلیل خواص اصوات و تعیین محل سکونت سر و کار دارد. ضایعات قشر ارتباطی شنوایی فوقانی گیجگاهی موجب اختلال در حافظه کوتاه مدت ، شنوایی می‌شود.

تمیز طرحهای صوتی بوسیله قشر شنوایی

  • انهدام هر دو قشر شنوایی اولیه در انسان حساسیت شخص را برای شنیدن شدیدا کاهش می‌دهد. انهدام قشر شنوایی اولیه فقط در یک طرف اثر کمی بر روی شنوایی دارد و علت این امر اتصالات متقاطع متعدد از یک طرف با طرف دیگر در مسیر عصبی شنوایی است. اما این موضوع بر روی توانایی شخص برای تعیین محل منبع صوت تاثیر دارد، زیرا سیگنالهای مقایسه‌ای در هر دو قشر شنوایی برای این عمل ، ضروری هستند.
  • ضایعاتی که در انسان نواحی ارتباطی شنوایی و ابتلا می‌سازند، اما اثری بر روی قشر شنوایی اولیه ندارند. توانایی مشخص برای شنیدن و تمییز فرکانسهای مختلف صوتی و تغییر طرحهای ساده صوت را کاهش نمی‌دهند. اما باید دانست که در این حالت شخص نمی‌تواند معنی صداهای شنیده شده را درک کند، در حالی که می‌تواند آنها را به خوبی بشنود.

تمییز جهت صوت

انسان جهت صوت را لااقل بوسیله دو مکانیزم اصلی تعیین می‌کند.

  • بوسیله اختلاف زمانی بین ورود صوت به یک گوش و ورود صوت به گوش دیگر.
  • بوسیله اختلاف بین شدت صوت ورود گوش.

مکانیزم اول برای فرکانسهای پایینتر از 3000 هرتز و مکانیزم دوم برای فرکانسهای بالاتر عمل می‌کند. هرگاه شخص مستقیما در جلوی منبع صوت قرار گرفته باشد، صوت در یک لحظه به هر دو گوش می‌رسد. در حالیکه اگر گوش راست به منبع صوت نزدیکتر باشد، سیگنالهای صوتی صادره از گوش راست قبل از سیگنالهای صادره از گوش چپ ، وارد مغز می‌شود.


تصویر

 

انواع کری

کری معمولا به دو نوع تقسیم می‌شود؛ یکی کری ناشی از اختلال حلزون یا عصب شنوایی که معمولا کری عصبی نامیده می‌شود. اگر حلزون یا عصب شنوایی بطور کامل منهدم شود، شخص دچار کری دائمی می‌شود. اما در صورتی که عصب شنوایی سالم باشد، ولی سیستم استخوانی گوش میانی یا دچار کلسیفیکاسیون شده باشد، امواج توسط هدایت از طریق استخوانهای جمجمه وارد حلزون می‌شوند.

موارد استفاده از سمعک

انتقال صوت از گوش به مغز به صورت انتقال عصبی است، یعنی صوت به پتانسیلهای الکتریکی تبدیل می‌شود و از راه فیبرهای عصبی به مغز منتقل می‌شود. اگر هدایت عصبی مشکلی ایجاد شود، سمعک راه درمان آن نیست و کری به صورت دائمی است. ولی اگر در هدایت هوایی از بیرون به گوش داخلی و حلزون مشکلی وجود داشته باشد، می‌توان برای بهبود هدایت صوت از سمعک استفاده کرد.

  •  


 

اطلاعات شگفت انگیز درباره ی چشم

ساختمان چشم انسان

قسمت هاي مختلف چشم انسان عبارتند از: پلک ها، ملتحمه، قرنيه، ليمبوس، صلبيه، عنبيه، مردمک، عدسي،اتاقک قدامي، مشيميه، فضاي خلفي و زجاجيه، شبکيه، عصب چشم و عضلات چشم

http://www.dr-naderi.com/main/upload/eyeanat.gif

 

پلک ها:

 

 

پلک ها؛ بافت هاي منحصر به فردي هستند که پوشش مخاطي متحرکي را تشکيل مي دهند که تمام سطح کره چشم را مي پوشاند . بنابراين پلکها خط مقدم دفاع سطح چشم در مقابل خشکي و آسيب ها مي باشند . اگر پلکهادچاراختلالات آناتوميک يا عملکردي باشند ،  اولين قدم درماني در جهت بهبود وضع سطح چشم، اصلاح فيزيولوژي نرمال پلک است.حدود 100 مژه در پلک بالا و 50 مژه در پلک پايين وجود دارد که دقيقا قدام به صفحه تارسي خارج شده و به سمت جلو خم مي شوند. مژه هاي فوقاني به سمت بالا و مژه هاي تحتاني به سمت پايين قوس برمي دارند که باعث گير انداختن و جلوگيري از ورود اجسام ريز به داخل سطح کره چشم مي شوند. 

 ملتحمه:

ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند.در واقع ملتحمه يك اپيتليوم مخاطي است كه از محل اتصال پوستي مخاطي لبه پلك تا ليمبوس قرنيه اي - صلبيه اي ادامه يافته است . مساحت ناحيه  ملتحمه بيشتر از سطح كره چشم و پلكهاست و باعث ايجاد چندين چين مي شود. چين ها در فورنيكس ها برجسته تربوده وبراي حركت كره چشم لازم هستند . در سمت داخل، فورنيكس وجود ندارد و چين ملتحمه ايجاد چين نيمه هلالي را مي كند.

 قرنيه:

 http://www.dr-naderi.com/main/upload/cornea.jpg

قرنيه(Cornea) راهي است كه از طريق آن اطلاعات بينايي از دنياي خارج وارد چشم  مي شود. بنابراين، يك بافت اپتيكي كاملا تخصص يافته است كه بايدشفافيت وتوانائي انكسار نور مرئي آن حفظ شده و در مقابل نيروهاي خارجي مثل خشكي،  تهاجم ميكروبي و آسيب وضربه ها مقاومت كند.قرنيه  بافتي است شفاف در جلوي چشم که در محل ليمبوس (حلقه دور قرنيه) به ملتحمه متصل مي‌شود. قطر افقي آن 75/11 و قطر عمودي 6/1? ميليمتر است. ضخامت آن از مرکز به محيط افزايش مي‌يابد (65/0- 52/0) ميليمتر. منابع تغذيه قرنيه ، عروق ليمبوس ، زلاليه و اشک است. قسمت سطحي قرنيه بيشتر اکسيژن خود را از اتمسفر مي‌گيرد. ساختمان يکنواخت ، بي‌آب بودن و بي‌رگ بودن عوامل شفافيت قرنيه مي‌باشد.اعمال جراحي ليزيک و يا ليزر براي تصحيح شماره عينک بر روي اين قسمت انجام مي گيرد. با انجام اين گونه اعمال جراحي، انحناي قرنيه تغيير و شماره چشم اصلاح مي گردد .

به گفته ديگر؛ قرنيه قسمت شفاف و شيشه مانند جلوي چشم مي‌باشد که مقطعي از يک کره يا يک جسم بيضوي منظم است که از وراي آن قسمت رنگي چشم يعني عنبيه ديده مي‌شود. در واقع رنگ چشم وابسته به عنبيه است که از فردي به فرد ديگر متفاوت مي‌باشد و قرنيه کاملا شفاف است. نور پس از عبور از قرنيه و عدسي چشم به شبکيه مي‌رسد تا در آنجا تصوير تشکيل گردد و پس از فعل و انفعالاتي، اطلاعات اين تصوير بصورت امواج الکتريکي-عصبي به مغز منتقل گردد و فعل بينايي کامل گردد. هر گونه اختلالي که در اين مسير بروز نمايد سبب کاهش بينايي مي‌شود. قرنيه اولين عنصر در اين مسير مي‌باشد و وجود يک قرنيه شفاف و با شکل هندسي منظم، لازمه اصلي بينايي است

 ليمبوس

ليمبوس محل آناتوميكي تبديل اپيتليوم اسكلرا و ملتحمه به قرنيه بوده و معتقدند كه محل سلولهاي  بنيادي اپي تليال قرنيه است. در ليمبوس، اپي تليوم مطبق منشوري ملتحمه به اپي تليوم مطبق سنگفرشي قرنيه و آستر مخاطي رگدار اپيتليوم ملتحمه به يك شبكه پرعروق ليمبال ختم مي شود. براي تامين غذا و اكسيژن سلولهاي بنيادي ليمبوس كه ميتوزفعال دارند، اين شبكه عروقي اهميت دارد. علاوه بر اين ليمبوس در تعيين حدود سلولهاي ملتحمه از سلولهاي قرنيه نقش دارد.

 صلبيه:

صلبيه قسمت سفيدي چشم است که درامتداد قرنيه ميباشد و تا پشت چشم و تاعصب بينايي ادامه مي يابد. در واقع صلبيه بافت نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند

 عنبيه:

عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند.عنبيه  به رنگهاي مختلف مانند آبي، سبز، قهوه‏اي، عسلي وغيره مي‏باشد.

http://www.dr-naderi.com/main/upload/iris.jpg

 مردمک:مردمك، سوراخي است در وسط عنبيه  که مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود؛ و بر عکس زماني که چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

 عدسي:

عدسي عضوي است محدب الطرفين ، قابل انعطاف، بدون رگ و شفاف با قطر 9 ميليمتر و ضخامت 4 ميليمتر که ما بين مايع زلاليه و زجاجيه چشم قرار دارد. و توسط زنولها به شيارهاي بين جسم مژگاني اتصال دارد.عدسي در پشت مردمک واقع شده است و عمل تطابق و متمرکز کردن نور بر روي شبکيه را انجام مي‌دهد.

در هنگام مطالعه، عدسي با تغيير انحنا خود اين امکان را ايجاد مي‌نمايد که بتوانيم اجسام نزديک را بخوبي ببينيم. اين قابليت از سن 45-40 سالگي به بعد، کاهش مي‌يابد و بنابراين پير چشمي عارض مي‌گردد، بدين معنا که براي ديد نزديک و مطالعه نياز به عينک جداگانه خواهد بود. هرگاه فردي به نزديک نگاه مي‌کند، انقباض عضله سيلياري، کشش عدسي را کم مي‌کند و لذا عدسي کروي‌تر شده و قدرت انکساري بيشتري پيدا مي‌کند و تصوير جسم نزديک را بر شبکيه مي‌اندازد (عمل تطابق). در نگاه به دور عکس اين حالت اتفاق مي‌افتد. با پير شدن و کاهش حالت ارتجاعي عدسي ، قدرت تطابق آن کاهش مي‌يابد و فرد تار مي‌بيند.اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.
آب مرواريد که يکي از شايعترين بيماريهاي چشم ميباشد که بعلت کدر شدن عدسي چشم اتفاق مي افتد.

اتاقک قدامي:

اتاقک قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد.در چشم  مرتباً مقداري از مايع زلاليه توليد و ازطريق مجاري زاويه چشم خارج مي شود . اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شودبالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوما مي شود.

 مشيميه:

مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

 فضاي خلفي و زجاجيه:

فضاي خلفي چشم كه محوطه پشت عدسي چشم است توسط زجاجيه که در واقع يک ماده ژله مانند شفاف است  پر مي‏شود. در بعضي شرايط مثل افزايش سن، ضربه به چشم، نزديک بيني متوسط تا شديد، ديابت و ....  ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند.اين تغييرات بصورت اشكال متحركي شبيه مو و يا بال مگس ( مگس ‏پران) در ميدان بينايي ديده مي شوند. خصوصا در موقع نگاه به يك زمينه سفيد و روشن اين اشکال بيشتر جلب توجه مي‏كند.

در صورتي که فردي به صورت حاد دچار مگس پران و يا احساس جرقه زدن (فلاشينگ) شود؛ بايد از نظر احتمال سوراخ شدگي شبکيه معاينه شود

شبکيه:

قسمت حساس به نور چشم است كه در پشت چشم ، مابين  زجاجيه و مشيميه قرار دارد و شامل مجموعه اي از سلولهاي حساس به نور و انواع مختلف نرونهاست. سلولهاي استوانه اي مسئول ديد سياه و سفيد هستند و سلولهاي مخروطي رنگها را تشخيص مي دهند. نرونهاي مياني شبكيه نيز سيگنالهاي بينايي رسيده را جمع آوري و اطلاعات را به عصب بينايي منتقل مي كنند.

شبكيه از ميليونها سلول اختصاصي فتورسپتور (گيرنده نور)بنام سلولهاي مخروطي و استوانه اي تشكيل شده است كه شعاعهاي نوري را به سيگنالهاي الكتريكي تبديل مي كنند و از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي كنند. سلولهاي استوانه اي توانايي ديد در نور كم و سلولهاي مخروطي توانايي ديد رنگها را به ما مي دهند .

ماكولا، كه در مركز شبكيه قرار دارد، محل تجمع بيشترين تعداد سلولهاي مخروطي است. فوآ، فرورفتگي كوچكي در مركز ماكولا، بيشترين سلول مخروطي را داراست. ماكولا مسئول ديد مركزي، ديد رنگها و تشخيص دقيق جزئيات است. سلولهاي استوانه اي درقسمت محيطي شبكيه (اطراف شبكيه) قرار دارند و امكان ديد در شب و ديدن حركت اشياء در اطراف را مي دهد

 لايه پيگمانته (رنگدانه دار) شبکيه مابين شبكيه و مشيميه قرار دارد و حاوي ملانوسيتهايي است كه مسئول رنگ سياه آن هستند. اين پيگمانها باعث مي شوند تمام نورها داخل چشم جذب شود وچشم مانند اتاق تاريك عكاسي عمل كند. 

عصب چشم:

عصب بينايي، در پشت شبكيه قراردارد كه سيگنالها را از سلولهاي فتورسپتور به مغز منتقل مي كند . اين عصب پيام هاي بينايي را  از شبکيه به مغز ارسال مي كند.در بعضي ازبيماريها مانند مولتيپل اسکلروزيس يا همان MS ، مسموميت با الکل متيليک (الکل چوب)، آب سياه و.... عصب بينايي آسيب مي بيند

عضلات چشم:

 http://www.dr-naderi.com/main/upload/2.bmp

حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله خارج کره چشمي كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. اختلال حرکتي و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.

 

 اطلاعات شگفت انگیز درباره چشم 

 

 

چشم

-چشم ها بعد از مغز، پیچیده ترین عضو بدن شما هستند. 1

- چشم ها بیش از 2 میلیون بخش فعال دارند. 2-

چشم ها در هر ساعت 36000 بایت (bits: واحد اندازه گیری اطلاعات) اطلاعات را تهیه می کنند.3-

در شرایط مناسب و صحیح می توانند روشنایی یک منبع نور را در فاصله 5/22 کیلومتری تشخیص دهند. 4-

نزدیک به 85 درصد کل معلومات شما از طریق چشم ها به دست می آید.5-

چشم ها از 65 درصد مسیرهای منتهی به مغز استفاده می کنند. 6-

چشم ها می توانند فوراً صدها ماهیچه و اندام را در بدن شما فعال کنند.7-

در طی یک عمر طبیعی، چشم ها می توانند مانند یک دوربین، 24 میلیون عکس از دنیای اطرافتان برای شما بگیرند.8-

چشم

 

9-ماهیچه هایی که از داخل، چشم های شما را حرکت می دهند، قوی ترین عضلات برای این کار هستند. این عضلات 100 برابر قوی تر از مقدار مورد نیاز هستند.

چشم

10-کره چشم افراد بزرگسال حدود 5/2 سانتیمتر قطر دارد. از کل سطح کره چشم، فقط یک ششم آن یعنی قسمت جلویی آن در معرض دید قرار دارد.

11-چشم ها تنها قسمتی از بدن هستند که می توانند در هر زمانی صد در صد فعال باشند، شب یا روز و بدون هیچ استراحتی.

پلک های چشم و ماهیچه های خارجی چشم نیاز به استراحت دارند، حالت لیز بودن و نرمی سطح چشم بایستی از نو تجدید شود، ولی خود چشم ها هرگز نیاز به استراحت ندارند.

با این همه، هر چند وقت یک بار به چشم هایتان استراحت دهید.

حواس

بینایی چشم ها، با ارزش ترین حس برای شماست. لذا به خوبی از آنها مراقبت کنید و در حفظ سلامتی آنها کوشا باشید. 12-  

ضعف چشم و درمان آن

مجموعه: بیماری ها و راه درمان

 

 

ضعف چشم و درمان آن

 

 

ضعف چشم

ضعف چشم-چه اتفاقي مي‌افتد كه يك‌مرتبه احساس مي‌كنيد چشم‌هايتان ضعيف شده‌اند؟ افرادي كه عينكي هستند، مي‌دانند كه تاري ‌ديد يكي از دلايل مهم ضعف چشم به شمار مي‌رود، البته اين حرف وقتي براي شما بيشتر محسوس خواهد بود كه شماره چشم‌هايتان ده‌دهم يا صفر نباشد.

ولي چرا عده‌اي در سنين پايين و عده‌اي در ميانسالي دچار ضعف چشم مي‌شوند و برخي ديگر تا ساليان سال حتي روي عينك را هم نمي‌بينند.

دكتر افسر فراهاني دستجاني،جراح و چشم‌پزشك دراين‌باره میگوید،مطالعات زيادي در خصوص عوامل موثر در ايجاد عيوب انكساري انجام شده است كه البته در برخي از موارد آن اختلافاتي وجود دارد، به‌عنوان مثال در مورد اثر مطالعه در فاصله نزديك (خواندن و نوشتن)‌ مطالعاتي صورت گرفته است، ولي به طور يقين ارتباطي بين آن و نزديك‌بيني ثابت نشده است ولي اين گونه استنباط مي‌شود كه مطالعه تاثير قابل توجهي در ايجاد نزديك‌بيني ندارد، اما اصولا افراد اجتماعي و آنهايي كه بيشتر مطالعه مي‌كنند، بيشتر دچار عيوب انكساري و ضعف چشم میشوند.

وي اظهار مي‌كند: كار با كامپيوتر يا تلويزيون نتوانسته است ارتباط قطعي به ايجاد نزديك‌بيني را اثبات كند به همين جهت استنباط بسياري از متخصصان اين است كه استفاده از اين وسايل نمي‌تواند عامل عينكي شدن باشد.

 

 

 ضعف چشم,درمان ضعف چشم,بیماری ضعف چشم

درمان ضعف چشم

 

طبق تحقيقات به عمل آمده رژيم‌هاي غذايي مختلف نتوانسته‌اند ارتباط مستقيم و ثابت‌شده‌اي را بين رژيم غذايي و ايجاد عيب انكساري و ضعف چشم پيدا كنند و استنباط بر اين است كه هيچ رژيم غذايي براي جلوگيري از عينكي شدن يا كم كردن نمره عينك وجود ندارد. چاقي ممكن است در ايجاد دوربيني نقش داشته باشد. با اين حال نقش ثابت شده‌اي را از آن نمي‌توان پيدا كرد.

به گفته دكتر فراهاني دستجاتي، ضربه‌ها از طريق تغيير در ساختمان چشم مي‌توانند ضعف چشم و عيوب انكساري ايجاد كنند، همانند تغييرات بعد از پارگي قرنيه و ترميم آن كه ممكن است به صورت آستيگماتيسم خود را نشان دهد.

وي خاطرنشان مي‌كند:در مسموميت ناشي از بيماري‌هاي تيروئيدي كه چشم‌ها درگير مي‌شوند، ممكن است آستيگماتيسم ايجاد شود و افرادي كه مبتلا به آب مرواريد و آب سياه مي‌شوند يا نوزادان نارسي كه دچار اختلالات چشمي مي‌شوند و خوب درمان نمي‌شوند، بيشتر از ديگران مستعد ايجاد نزديك‌بيني هستند.

دكتر فراهاني دستجاني با بيان اين كه تاكنون آب و هواي گرم،داروهاي ضدافسردگي و ضدحساسيت دليلي بر ارتباط ضعف چشم را اثبات نكرده است، عنوان مي‌كند: ارث نيز رابطه اثبات شده دقيقي با اين مساله ندارد، يعني ممكن است پدر و مادر كاملا سالم داراي فرزنداني عينكي باشند يا بالعكس، حتي در مورد سن نيز ديده شده است كه در برخي موارد نزديك‌بيني تا 30 سالگي افزايش مي‌يابد و مجددا ممكن است بعد از 70 سالگي افزايش پيدا كند.

 

غذاهای تقویت کننده چشم!!
همه ی ما می دانیم که چه ویتامین هایی برای چشم لازم است اما ممکن است ندانیم که این ویتامین ها در چه غذاهایی وجود دارند؟

 

Eویتامین
شاید باور نداشته باشید یا این طور القا شده باشد كه مواد غذایی در تقویت چشم تاثیر چندانی ندارند،در حالی كه مطالعات نشان داده است،به عنوان مثال ویتامین E یكی از آنتی‌اكسیدان‌های قوی است كه در تقویت چشم و جلوگیری از ضعف چشم موثر است.مقدار توصیه شده ویتامین E در مردان 10 میلی‌گرم و در زنان 8 میلی‌گرم در روز است.بهترین منبع ویتامین E نیز آجیل و روغن‌های گیاهی است.از سوی دیگر سلنیوم به جذب ویتامین ای و ساخته شدن آنتی اکسیدان در بدن كمك می‌كند. غذاهای دریایی حاوی مقادیر زیاد سلنیوم هستند.

 

 

 ضعف چشم,درمان ضعف چشم,بیماری ضعف چشم

درمان ضعف چشم

 

ویتامین A

از آنجایی كه ویتامین Aدر تقویت چشم و جلوگیری از ضعف چشم از اهمیت بسزایی برخوردار است،آن را در هویج بیشتر از دیگر مواد غذایی می‌توان یافت.بررسی‌ها نشان داده است كه میزان ویتامین Aموجود در یك هویج متوسط،دو برابر مقدار توصیه شده در روز است.پس مصرف این سبزی برای تقویت چشم بسیار موثر است.البته مواد غذایی دیگری نیز وجود دارند كه حاوی مقدار زیاد ویتامینو دیگر مواد لازم برای سلامت چشم و جلوگیری از ضعف چشم هستند.

روی

مطالعات دیگری نیز حاكی از آن است كه روی چشم را در برابر شب کوری محافظت می‌كند،زیرا روی بخشی از یك آنزیم است كه تعداد رادیكال‌های آزاد را كم می‌كند،لذا در جذب ویتامینموثر است.روی را می‌توان در غذاهای دریایی، جوانه گندم و آجیل یافت.

چربی امگا 3

چربی‌ها نیز برای جلوگیری از ضعف چشم و سلامتی چشم لازم هستند.اسیدهای چرب واحدهای سازنده ی چربی‌ها هستند و بعضی از آنها به این دلیل ضروری خوانده می‌شوند كه بدن نمی‌تواند‌ آنها را بسازد و باید حتما از طریق مواد غذایی تامین شوند.از این رو گفته شده است اسیدهای چرب ضروری در تكامل بینایی نوزادان نقش بسزایی دارند.كمبود این مواد به ویژه چربی امگا 3 در بزرگسالان ممكن است سبب ضعف چشم و كاهش دید شود،حتی مطالعات نشان داده است كه كمبود طولانی مدت آن ممكن است سبب تخریب شبكیه شود،زیرا بدن هر دو نوع اسیدهای چرب ضروری را به پروستاگلاندین ها تبدیل می‌كند كه یكی از اثرات آنها كمك به خروج مایع چشم و تنظیم فشار داخل چشم است.بهترین منبع تامین امگا 3 ماهی است و مقدار توصیه شده دو بار در هفته می‌باشد.به طور كلی مواد غذایی كه برای داشتن چشمی سالم توصیه می‌شوند شامل:روغن کبد ماهی،جگر و که هویج دارای ویتامینA هستند،اسفناج و کلم که لوتئین و گزانتین دارند، فلفل دلمه ای ،كلم،توت فرنگی و پرتقال به دلیل داشتن ویتامین C؛تخمه آفتاب گردان،بادام،فندق كه دارای ویتامینE هستند، همچنین آجیل و غذاهای دریایی نیز از سلنیوم برخوردارند،جوانه گندم و آجیل به دلیل دارا بودن روی،و ماهی كه دارای اسیدهای چرب ضروری است، از مواد غذایی مهم به شمار می‌روند.

منبع: تبیان،جام جم آنلاين

رازهایی كه چشم ‌پزشكان نمی‌گویند

رازهایی كه چشم ‌پزشكان نمی‌گویند

مطالعه در نور كم به چشمان شما آسیب نمی‌رساند. بدترین چیزی كه ممكن است...



 
۱ـ‌ هرگز از دستمال كاغذی یا دستمال‌های توالت برای پاك كردن شیشه عینك خود استفاده نكنید.

این دستمال‌ها از چوب ساخته شده اند و شیشه‌های عینك شما را خش می‌اندازند. دكتر Robert Noecher می‌گوید من از كراواتم برای این‌كار استفاده می‌كنم، به این خاطر كه از ابریشم ساخته شده و بسیار نرم و لطیف است.

۲ـ‌ عینك‌های آفتابی پولاریزه برای كم كردن حساسیت نسبت به نور و بازتاب آن از اجسام براق، بسیار مناسب هستند، اما برای دیدن صفحه‌های موبایل یا سیستم‌های راهیاب، شما را با مشكل مواجه خواهند كرد. این مشكل حتی برای دیدن صفحه‌های دستگاه‌های خودپرداز جدی‌تر خواهد بود.

۳ـ‌ بسیاری از ما فكر می‌كنیم، پس از یك جراحی چشم، بسرعت می‌توانیم به زندگی عادی خود برگردیم، اما در واقع برای بسیاری از افراد، این زمان، مقادیری بیشتر طول می‌كشد. پس از این‌كه مجبور شویم روی یك متن چند صفحه‌ای تمركز كنیم، متوجه می‌شویم آنقدر‌ها هم كه فكر می‌كنیم كار ساده‌ای نیست و به زمانی بیش از این نیاز است.

۴ـ‌ بسیاری از مردم می‌دانند كه اشعه ماوراء بنفش (UV) به پوست آسیب جدی می‌رساند، اما نمی‌دانند كه این اشعه برای چشمان نیز مضر است. آیا شما از كسانی هستید كه تنها زمانی‌كه آسمان آفتابی است، عینك می‌زنید؟ مثل این می‌ماند كه بگویید من فقط گاهی اوقات سیگار می‌كشم!

عینك آفتابی‌ای را انتخاب كنید كه به اندازه كافی برای جلوگیری از ورود اشعه از بالا و پایین بزرگ باشند حتی اطراف آن نیز ضخیم باشد، اگر از لنز استفاده می‌كنید محافظ UV را بخواهید.

۵ـ‌ به‌رغم این كه نسل‌های مختلف، درباره فواید هویج، به فرزندان خود بسیار گفته‌اند، هویج بهترین غذا برای چشم‌ها نیست. البته شاید بتوان این امتیاز را بیشتر به اسفناج، كلم پیچ و دیگر سبزیجات با برگ تیره نسبت داد.

6 ـ‌ قطره‌های چشم (از هر نوع)، اگر در یخچال نگهداری شوند، سوزش كمتری ایجاد می‌كنند.

۷ـ‌ بعضی پزشكان بیماران را جهت جراحی آب مروارید تحت فشار قرار می‌دهند. اگر برای جراحی با مشكلات مالی مواجه هستید باید گفت كه صبر كردن برای این جراحی آسیبی به چشم‌های شما نمی‌رساند. آب مروارید فقط دید شما را با مشكل روبرو می‌كند مانند این است كه از یك پنجره كثیف به بیرون نگاه كنید.

۸ـ‌ مطالعه در نور كم به چشمان شما آسیب نمی‌رساند. بدترین چیزی كه ممكن است اتفاق بیفتد سردرد شدن شماست.

۹ـ‌ اگر از لنز‌های مدت دار استفاده می‌كنید، آنها را قبل از خواب در بیاورید. شانس عفونی شدن چشم‌ها هنگام خواب با این لنزها ۱۰ تا ۱۵ برابر بیشتر است.

لنزهای مدت دار لنزهایی هستند كه می‌توان آنها را تقریباً تا ۷ روز بدون اینكه نیازی به در آوردنشان به هنگام خواب باشد، استفاده كرد.

۱۰ـ‌ زمانی كه به قطره چشم نیاز دارید، آن قطره‌ای را كه از خیلی وقت پیش در كابینت نگه داشته‌اید، استفاده نكنید. اگر چشم شما عفونی شده باشد این قطره شاید قرمزی چشم را بهتر كند، اما ممكن است باعث بدتر شدن عفونت شود. برخی افراد چشم خود را به خاطر همین اشتباه از دست داده‌اند.

۱۱ـ‌ ورم ملتحمه همیشه خوش خیم نیست. برخی بیماران به خاطر این بیماری دچار حساسیت به نور شده یا بینایی خود را از دست می‌دهند. اما بسیاری از پزشكان آنتی‌بیوتیك را برای درمان آن تجویز كرده كه اگر مشكل ویروسی باشد هیچ كمكی نخواهد كرد. اما اگر مبتلا به ورم ملتحمه باكتریایی شده باشید، شاید چنین درمانی برای شما كارگر باشد.

۱۲ـ‌ تست‌های سالانه تنها راه برای جلوگیری از این بیماری‌ها هستند. این اصلا خوب نیست كه منتظر بمانیم تا علائم بیماری‌های چشمی به طور كامل ظاهر شوند و برایمان مشكل‌ساز شوند تا به پزشك مراجعه كنیم. توجه داشته باشید، برخی بیماری‌های چشمی تا زمانی‌كه بینایی شما را از بین نبرند، بروز نمی‌كنند.

۱۳ـ‌ اگر شما بالای ۶۰ سال هستید و تصمیم به عمل جراحی لیزیك گرفته‌اید، صبر كنید تا دچار آب مروارید شوید. سپس ما می‌توانیم بینایی شما را طی جراحی آب مروارید ترمیم كنیم و بیمه نیز براحتی هزینه آن را پرداخت خواهد كرد.

 

گردآوری : گروه سلامت سیمرغ

 

دستگاه عصبی


دستگاه عصبی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو دستگاه عصبی the human nervous system. لاتین systema nervosum دستگاه عصبی دستگاه عصبی یا سیستم عصبی یا سامانهٔ عصبی (nervous system) در بدن جانوران به هماهنگی فعالیت‌های ماهیچه‌ها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، و ایجاد و توقّف ورودی‌های مربوط به حواس مختلف را باعث می‌شود. وظیفه کنترل اعمال بدن بر عهدهٔ دو سامانهٔ عصبی و غده‌ای درونی می‌باشد، که از این میان، سامانهٔ عصبی، از یاخته‌های عصبی و یاخته‌های کمکی تشکیل شده‌است. به این ترتیب دستگاه عصبی، با ساختار و کار ویژه‌ای که دارد، در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال سلول‌ها و اندام‌های مختلف بدن تمایز و تکامل یافته‌است. خواص ویژهٔ آن عبارت اند از تأثیرپذیری نسبت به محرک‌های خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطهٔ دستگاه به نقطهٔ دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به یک واحد دیگر.[۱] محتویات ۱ تقسیم‌بندی دستگاه عصبی ۱.۱ دیدگاه کالبدشناختی۱.۲ دیدگاه کارکردی۲ وظیفه دستگاه عصبی۳ جنین‌شناسی دستگاه عصبی۴ دستگاه عصبی مرکزی ۴.۱ مغز۴.۲ نخاع۴.۳ محافظت از دستگاه عصبی مرکزی۴.۴ نوروگلی۵ دستگاه عصبی محیطی ۵.۱ اعصاب مغزی۵.۲ اعصاب نخاعی۶ جستارهای وابسته۷ پیوند به بیرون۸ پانویس۹ منابع تقسیم‌بندی دستگاه عصبی تقسیم‌بندی دستگاه عصبی معمولاً بر دو مبنای کالبدشناختی (آناتومیک) و کارکردی صورت می‌گیرد. دیدگاه کالبدشناختی دستگاه عصبی را از دیدگاه کالبدشناختی به دو بخش تقسیم می‌نمایند، که عبارت‌اند از: دستگاه عصبی مرکزی[۲]: از مغز و نخاع تشکیل گردیده‌است.دستگاه عصبی محیطی[۳]: از۱۲ جفت رشته‌های عصبی مغزی و ۳۱ جفت رشته‌های عصبی نخاع تشکیل گردیده‌است که مغز و نخاع را به سایر قسمت‌های بدن ارتباط می‌دهند. دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش اصلی حسی و حرکتی است. بخش حسی اطلاعات اندام‌های حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت می‌کند (حس پیکری و حس احشایی)، و بخش حرکتی ارسال پیام عصبی را به اندام‌های حرکتی بر عهده دارد و خود شامل دو دستگاه مستقل می‌شود: دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار.[۱] دیدگاه کارکردی از دیدگاه کارکردی سامانهٔ عصبی را به دو بخش تقسیم می‌نمایند: دستگاه عصبی پیکری[۴]: بخش ارادی سامانهٔ عصبی بوده و به ماهیچه‌های اسکلتی و همچنین ماهیچه زبان عصب‌دهی می‌نماید. برخی از فعالیت‌ها در این دستگاه همچون انعکاس‌های نخاعی، غیر ارادی اند[۱].سامانه عصبی خودگردان و یا خودمختار [۵]: همانطور که از نام آن مشخص است، سامانهٔ عصبی کاملاً غیر ارادی بوده که بر اعمال اندام درونی بدن، غده‌ها و... نظارت دارد و شامل دو گروه رشته‌های عصبی سمپاتیک و رشته‌های عصبی پاراسمپاتیک می‌باشد که حالت پایدار بدن را حفظ می‌کنند. عمل این دو بخش به طور معمول برخلاف یک‌دیگر است. وظیفه دستگاه عصبی سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. این فعالیت‌های عصبی به طور کلی در دو جهت انجام می‌گیرند: تنظیم فعالیت‌های درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار می‌کنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق می‌افتد که بدن از راه نورون‌ها، گلیا و سیناپس‌ها به گردآوری اطلاعات و داده‌ها می‌پردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپس‌هایی پایه ریزی می‌گردد که سلول‌ها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل می‌کنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است. روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها می‌باشد. رشته‌های عصبی آوران محرک‌های عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت می‌کنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و فقط درمغز صورت می‌پذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمان‌های عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و اندامها هدایت می‌شوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته می‌شود. سلول‌های گلیا داخل بافت عصبی یافت می‌شوند و قابل تحریک نیستند. جنین‌شناسی دستگاه عصبی در هفته سوم پس از لقاح، در ناحیه پشتی جنین، نوار طولی از اکتودرم ظاهر شده که دارای دو پایانه سری و دمی می‌باشد، این صفحه، صفحه عصبی گفته می‌شود، از آنجایی که رشد اطراف صفحه بیش از نواحی مرکزی آن می‌باشد پس از مدتی صفحه بصورت ناودان مانند موسوم به ناودان عصبی و با ادامه روند رشد، سرانجام بصورت لوله در امده که به آن لوله عصبی گفته می‌شود. دستگاه عصبی مرکزی نمایی کلی از دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع دستگاه عصبی مرکزی با از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شده‌است. مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت می‌شود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهره‌ها حمایت می‌شود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶]. دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری تشکیل یافته‌است. ماده خاکستری حاوی سلول‌های عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است. مغز نوشتار اصلی: مغز مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل می‌شود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل می‌شود را بنام ساقه مغز (brain stem) می‌شناسند و قسمت جلویی مغز را پیشامغز (پروزانسفالون) (prosencephalon) می‌نامند[۶]. در رویان ۵ هفته‌ای پیشامغز از دو قسمت تشکیل شده‌است: تلانسفال (telencephalon) و دیانسفال(diencephalon). تلانسفال که نیمکره‌های مغزی را می‌سازد و دیانسفال که چشم‌ها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را می‌سازد[۷]. ساقه مغز از دو تشکیل شده‌است: مغز میانی (مزانسفالون mesencephalon) و مغز پسین (رومبانسفالون rhombencephalon). نمای از تمایز دستکاه عصبی مرکزی در دوران جنینی رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شده‌است: متانسفالون (metencephalon) که در آینده پل مغز (pons) و مخچه (cerebellum) از آن منشا می‌گیرد و میلانسفالون (myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (medulla oblongata) را می‌سازد[۷]. وزن مغز: وزن مغز در انسان‌ها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم می‌باشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری می‌باشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم می‌باشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود می‌رسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن کاهش می‌یابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶]. برش عرضی از نخاع نخاع نوشتار اصلی: نخاع نخاع درون ستون مهره‌ها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل می‌کند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیام‌های عصبی به ماهیچه‌ها، مرکز برخی از انعکاس‌های بدن است. انعکاس، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچه‌ها در پاسخ به محرک‌هاست. ۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشه‌های پشتی محتوی نورون‌های حسی‌اند که اطلاعات را از گیرنده‌های حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال می‌دهند. ریشه‌های شکمی محتوی نورون‌های حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچه‌ها و غده‌ها منتقل می‌کنند. در برش عرضی نخاع دو بخش دیده می‌شود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل جسم سلولی نورون‌هاست، و بخشی از جنس مادهٔ سفید که محتوی آکسون و دندریت نورون‌هاست و بخش خاکستری را دربر گرفته‌است. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورون‌های رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون‌ها با یک‌دیگر می‌شوند.[۱] محافظت از دستگاه عصبی مرکزی لایه‌های مننژ دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت می‌شود. نخستین عامل، استخوان‌های جمجمه و ستون مهره‌ها هستند که جعبه‌ای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود می‌آورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پرده‌ای سه‌لایه‌ای به نام مننژ می‌پوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سخت‌شامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرم‌شامه است که دارای مویرگ‌های خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه می‌کند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرم‌شامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شده‌است و نقش ضربه‌گیر را دارد. هم‌چنین، سلول‌های پوششی دیوارهٔ مویرگ‌های مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافت‌ها دیده می‌شود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول‌های مغز نقشی ندارند و نیز میکروب‌ها معمولاً نمی‌توانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظت‌کننده سد خونی مغزی می‌گویند[۱].نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلول‌های غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده می‌شوند حمایت می‌شوند[۸]. نوروگلی نوشتار اصلی: نوروگلی این دسته از سلول‌ها وظیفه حمایت از سلول‌های عصبی یا همان نورون‌ها را بر عهده دارند و غیر عصبی هستند. گرچه این سلول‌ها کوچکتر از نورون‌ها هستند ولی از لحاظ تعداد ۵ تا ۱۰ برابر نورون‌ها هستند به طوری که نصف حجم مغز و نخاع را شامل می‌شوند. این سلول‌ها به ۴ دسته کلی تقسیم می‌شوند[۸]: آستروسیت‌هاالیگودندروسیت‌هاسلول‌های میکروگلیسلول‌های اپاندیم دستگاه عصبی محیطی نوشتار اصلی: دستگاه عصبی محیطی دستگاه اعصاب محیطی از اعصاب مغزی (cranial nerves)، اعصاب نخاعی (spinal nerves) و عقدههای مربوط به آنها تشکیل شده‌است. اعصاب مغزی اعصاب مغزی ۱۲ جفت می‌باشند. اگرچه دو جفت اول را نمی‌توان واقعاً جزئی از دستگاه اعصاب محیطی به‌شمار آورد. تا هفته چهارم تکامل جنینی هسته‌های همه ۱۲ عصب مغزی تشکیل شده‌اند. همه اعصاب مغزی بجز عصب بویایی و عصب بینایی از ساقه مغز منشا می‌گیرند[۷]. لیست اعصاب مغزی به شرح زیر می‌باشد[۶]: زوج ۱: عصب بویایی (olfactory nerve)زوج ۲ : عصب بینایی (optical nerve)زوج ۳ : عصب حرکتی چشم (اوکولوموتور) (oculomotor nerve)زوج ۴ : عصب قرقره‌ای (تروکلئار) (trochlear nerve)زوج ۵ : عصب سه‌قلو (تریجمینال) (trigeminal nerve)زوج ۶ : عصب ششم مغزی (ابدوسنس) (abducens nerve)زوج ۷ : عصب چهره‌ای یا عصب فاشیال (facial nerve)زوج ۸ : عصب دهلیزی-حلزونی (وستیبولوکوکلئار) (vestibulocochlear nerve)زوج ۹ : عصب زبانی-حلقی (گلوسوفارینژیال) (glossopharyngeal nerve)زوج ۱۰ : عصب واگ (عصب جمجمه‌ای دهم) (vagus nerve)زوج ۱۱ :عصب فرعی (اکسسوری) (accessory nerve)زوج ۱۲ : عصب زیرزبانی (هیپوگلوسال) (hypoglossal nerve) اعصاب نخاعی در انسان ها ۳۱ جفت عصب نخاعی وجود دارد که از راه سوراخ‌های بین مهره ای ستون مهره‌ها بیرون می‌آیند. اعصاب نخاعی به صورت زیر تقسیم بندی و نامگذاری می‌کنند: اعصاب گردنی (cervical nerves): این اعصاب ۸ جفت هستند که از c۱ تا c۸ نامگذاری شده‌اند. اولین زوج از بین استخوان پس‌سری (occipital bone) و مهره اطلس خارج می‌شود[۶].اعصاب سینه‌ای (thoracic nerves): این اعصاب ۱۲ جفت می‌باشند که از t۱ تا t۱۲ نامگذاری شده‌اند.اعصاب کمری (lumbar nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از l۱ شماره تا l۵ نامگذاری شده‌اند.اعصاب خاجی (sacral nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از s۱ تا s۵ نامگذاری می‌شوند.یک جفت عصب دنبالچه‌ای (کوکسیژیال، coccygeal) که از بین مهره اول و دوم دنبالچه‌ای خارج می‌شود. هر عصب نخاعی توسط دو ریشه به نخاع متصل است: ریشه پیشین (anterior root) و ریشه پسین (posterior root). ریشه‌های پیشین و پسین پس از خروج از طناب نخاعی به طرف سوراخ بین مهره‌ای خود رفته و به هم متصل می‌شوند و تشکیل عصب نخاعی را می‌دهند. ریشه پیشین حاوی الیاف وابران (efferent fibers) است در حالی که ریشه پسین حاوی الیاف آوران (afferent fibers) است. ازآنجا که الیاف آوران، اطلاعاتی از قبیل حس لامسه، درد، حرارت و ارتعاش را منتقل می‌کنند به آنها الیاف حسی (sensory fibers) هم می‌گویند. عصب نخاعی پس از گذشتن از سوراخ بین مهره‌ای به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه بزرگ پیشین (anterior ramus) و شاخه بزرگ پسین (posterior ramus). این شاخه‌ها هم الیاف حسی و هم الیاف حرکتی دارند. شاخه‌های پیشین در ابتدای اندام مربوطه به هم می‌پیوندند و شبکه عصبی را در همان طرف اندام ایجاد می‌کنند. شبکه گردنی و شبکه بازویی در ابتدای اندام فوقانی شکل می‌گیرند و شبکه کمری و شبکه خاجی یا شبکه ساکرال (sacral plexus) در ابتدایستگاه عصبی دستگاه عصبی جانوران پر سلولي براي ايجاد هماهنگي بين اعمال سلول ها و اندام هاي مختلف بدن خود نياز به عوامل و دستگاه هاي ارتباطي دارند و دستگاه عصبي در جهت ايجاداين هماهنگي به وجود امده است . خواص ويژه ي ان عبارت اند از : 1. تاثير پذيري نسبت به محرك هاي خارجي 2. ايجاد يك جريان عصبي كه نماينده ي تاثير محرك است 3. هدايت جريان عصبي 4. انتقال جريان عصبي از يك واحد عصبي به يك واحد ديگر تنظيم عصبي و انواع ان فعاليت هاي عصبي جانوران در دو جهت انجام مي شوند : 1.تنظيم فعاليت هاي دروني بدن 2. تنظيم موقعيت جانور نسبت به محيط خارجي وظیفه سیستم عصبی سیستم عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. دریافت حواس هنگامی اتفاق میافتد که بدن از طریق نرونها، گلیا و سیناپسها به جمع آوری اطلاعات و داده‌ها میپردازد. سیستم عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپسایی تشکیل میگردد که سلولها را به یکدیگر یا به مراکز سراسریدن و یا به سایر نرونها متصل میکنند. عملکرد این نرونها براساس تحریک و بازدارندگی است و هرچند سلولهای عصبی از لحاظ اندازه و مکان متفاوت هستند، ولی نحوه ارتباط بین آنهاست که تعیین کننده عملکرد آنها میباشد. این اعصاب محرکهای عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت میکنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و منحصرا درمغزصورت میپذیرد. پس ازپردازش اطلاعات درمغز، فرمانهای عصبی ازطریق مغزو نخاع به ماهیچه‌ها و غدد هدایت میشوند که به این [فرایند] اعمال حرکت گفته میشود. سلولهای گلیا داخل بافتها یافت میشوند و قابل تحریک نیستند ولی به فرایند مایلناسیون، تنظیم یونی و مایع خارج سلولی کمک میکنند. سیستم عصبی از دو بخش عمده تشکیل یافته‌است: سیستم اعصاب مرکزی و سیستم عصبی جانبی. سیستم اعصاب مرکزی شامل مغزو نخاع میشود. مغز مرکز فرمان بدن میباشد. سیستم اعصاب مرکزی داری مراکز مختلفی است که به دریافت حواس، اعمال حرکت و ترکیب داده‌ها تخصیص دارند. این مراکز را میتوان به دو بخش مراکز تحتانی (شامل نخاع و ساقه مغز) و فوقانی تقسیم کرد که با مغزازطریق عملگرها درارتباط هستند. سیستم اعصاب جانبی شبکه گسترده‌ای از عصبهای نخاعی و مغزیست که به مغزو نخاع متصل میباشند. سیستم اعصاب جانبی دربرگیرنده گیرنده‌های حسی است که به پردازش تغیرات محیط داخلی و خارجی کمک میکنند. این اطلاعات ازطریق اعصاب حسی داخلی به سیستم اعصاب مرکزی ارسال میشود. سیستم اعصاب جانبی به دو بخش سیستم اعصاب خودمختارو اعصاب ارادی تقسیم میشود. اعصاب خودمختارکنترل غیرارادی اندامهای داخلی، رگها، ماهیچه‌های قلبی وماهیچه‌های صاف را به عهده دارند. اعصاب ارادی کنترل ارادی پوست، استخوانها، مفاصل و ماهیچه‌های استخوانی را به عهده دارند. سیستم اعصاب مرکزی و جانبی درکناریکدیگرو به واسطه اعصابی که ازسیستم جانبی خارج و به سیستم مرکزی میپیوندند (و بالعکس)، انجام وظیفه میکنند.   وظایف عمومی سیستم اعصاب مرکزی سیستم اعصاب مرکزی بزرگترین بخش سیستم عصبی است که شامل مغزو نخاع میشود. سیستم اعصاب مرکزی به همراه سیستم اعصاب جانبی، نقش بنیادینی درکنترل رفتار انسان ایفا میکند. سیستم اعصاب مرکزی به عنوان سیستمی که وقف پردازش اطلاعات و محاسبه حرکت مناسب درپاسخ به دریافت ورودی شده‌است، شکل گرفته‌است. دربسیاری از شاخه‌های تحقیقاتی، اعتقاد براین است که فعالیتهای حرکتی حتی بسی قبل از شکل گیری کامل حواس وجود دارند و حواس تنها نقش تاثیرگذاری غیرجبری بررفتار را دارند. این عقیده منجربه شکل گیری نظریه خودمختار بودن سیستم اعصاب مرکزی شده‌است. ساختار و کار نورون ( واحد عملی دستگاه عصبی )   وظیفه: تولید ، هدایت ، و انتقال پیام عصبی قسمتهای تشکیل دهنده: دندریت ← آورنده پیام به جسم سلولی اکسون ← بردن پیام از جم سلولی و رساندن آن به پایانه آکسونی ( با نورون و سلول های دیگر همچون سلول های عضلانی و ترشحی در ارتباط است ) جسم سلولی ← دریافت پیام و صادر کردن دستور تقسیم بندی نورون ها بر اساس عملکرد دندریت اکسون ****************** ****************** منفرد بلند میلین دار متصل با سلول های دیگر منفرد کوتاه میلین دار سیناپس با نورون بعدی: (دندریت حرکتی یا دندریت رابط ) نورون حسی متعدد کوتاه بدون میلین سیناپس با: (اکسون حسی یا آکسون رابط ) منفرد بلند میلین دار سیناپس با : (سلول عضلانی یا سلول ترشحی ) نورون حرکتی متعدد کوتاه بدون میلین سیناپس با: ( آکسون حسی یا آکسون رابط) منفرد کوتاه بدون میلین سیناپس با: (دندریت حرکتی یا دندریت رابط ) نورون رابط انتقال دهنده های عصبی : ناقل پیام در فضای سیناپسی مثال: استیل کولین (در ماهیچه ها) مکانیسم عمل: 1- ترکیب وزیکول های حاوی انتقال دهنده با غشای انتهای آکسون 2- آزاد شدن انتقال دهنده عصبی در فضای سیناپسی 3-تاثیر بر سلول پس سیناپسی از طریق اتصال به گیرنده پروتئینی غشائی ( کانال یونی غشائی ) انواع: مهارکننده: منفی تر شدن پتانسیل غشاء پس سیناپسی ← مهار عملکرد نورون پس سیناپسی فعال کننده : ایجاد پتانسیل عمل در غشاء پس سیناپسی ← فعالیت نورون پس سیناپسی هسته مغز شامل 7قسمت می شود :   1-بصل النخاع: کنترل تنفس وتنظیم بازتاب را به عهده دارد   2-پل مغزی: درکنترل خواب وانگیختگی اثر دارد.   3-مخچه : ساختار گردی دارد ونقش مهمی در هماهنگی ایفا میکند.   4-تالاموس: اطلاعات بدست امد ه از گیرنده های حسی را دسته بندی کرده وبه قشر مخ هدایت می کند.   5-هیپو تالاموس: تنظیم هیجانات وپاداش وهدایت دستگاه غدد درون ریز را به عهده دارد   6-غده ی هیپو فیز : بر دستگاه غدد درون ریز اثر دارد وبه تنظیم تولید هورمون ها میپردازد.   7-تشکیلات شبکه ای: به تنظیم حالات برانگیختگی وهشیاری می پردازد. دستگاه لیمبیک : شبکه گسترده ای از نورون ها که تالاموس وهیپو تالاموس را به بخشهایی از قشر مخ متصل میکند . در حافظه .یادگیری. واحساسات نقش مهمی دارد.از دو سازه اصلی تشکیل شده:   1-هیپوکامپ(دم اسبی): در ثبت وقایع وتغییررفتار نقش دارد.   بادامه : مرکز تشخیص خطر است .درکنترل واثر گذاری بر فعالیت ها واحساسات نقش دارد.   ۲-سازه کوچکتر لیمبیک: فورمیکس وپاراهیپو کمپوس   شیارهای کمربندی مغز           قشرمخ:   عالیترین ناحیه پیش مغزاست .عالی ترین کارهای ذهنی چون فکرکردن وبرنامه ریزی را به عهده دارد .   دونیکره دارد که هر کدام شامل چهار لوب است:   1-لوب پیشانی : درکنترل ماهیچه های حرکتی .هوش وشخصیت دخالت دارد.   2-لوب پس سری : در بینایی نقش دارد وبه ما امکان تشخیص اشیا رامیدهد.   3-لوب گیجگاهی: در شنیدن .پردازش زبانی وحافظه دخالت دارد.   4-لوب اهیانه ای: در ثبت موقعیت فضایی.توجه وکنترل حرکت دخالت دارد.در ادراکات حسی نیز نقش دارد از لحاظ کارکرد مخ به 5ناحیه تقسیم می شود:   1.ناحیه حسی : براحساسات ما نظارت می کند وجایگاهش در قطعه اهیانه ای است.   2.ناحیه حرکتی اولیه: در حرکات ارادی نظارت دارد.و در قطعه پیشانی قرار گرفته .   3.ناحیه بینایی اولیه: درقطعه پس سری است   4.ناحیه شنوایی اولیه: درقطعه گیجگاهی قرار دارد.   5.نواحی ارتباطی: درقطعه پیشانی قرار دارد.در فرایندهای فکری مثل مسئله گشایی دخیل است.                                           پمپ سدیم-پتاسیم غشای پلاسمايی همه سلول‌ها به صورت مانعی در برابر جابه‌جايی يون‌ها عمل می‌کند. پروتئين ها و يون‌های فسفات معدنی که غشا آن‌ها را درون سلول نگه می‌دارد، بار منفی دارند. از اين رو، درون سلول از بيرون آن منفی‌تر است. اين بارهای منفی، يون‌های کوچک دارای بار مثبت را به درون سلول می‌کشانند. اما، از ميان اين نوع يون‌ها تنها k + می‌تواند به مقدار محسوسی از خلال غشا بگذرد. در نتيجه، غلظت k + درون سلول‌ها، بيشتر از مايع برون سلولی است. برعکس، غشا پلاسمايی نفوذپذيری بسيار اندکی به na + دارد و غلظت na + در مايع برون سلولی بيشتر از درون سلول است. عمل پمپ k + / na + نيز در ايجاد اين اختلاف غلظت و با ر موثر است. اين، پمپ به ازای هر دو يون پتاسيمی که وارد سلول می‌کند، سه يون از آن خارج می‌سازد. بنابراين، درون سلول در مقايسه با برون سلول منفی‌تر می‌شود. يون های سديم در داخل سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند. شکل پمپ تغير می‌کند و در نتيجه يون‌های سديم به بيرون رانده می‌شوند. يون‌های پتاسيم در خارج سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند. يون‌های سديم آزاد می‌شوند و در همين زمان يون‌های پتاسيم به درون سلول انتقال می‌يابند. يون‌های پتاسيم آزاد می‌شوند و چرخه ديگری آغاز می‌شود. پتانسيل آرامش همانطور که گفته شد، غشای سلول دو محيط سيتوپلاسم و مايع برون سلولی را از هم مجزا می‌سازد. اين دو محيط از لحاظ غلظت و بار با هم تفاوت دارند؛ درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. تفاوت باری که بين دو محيط وجود دارد، اختلاف پتانسيل می‌نامند. چون اين تفاوت بين دو سوی غشای سلول وجود دارد از آن با عنوان پتانسيل غشا ياد می‌شود. پتانسيل غشا در واحد ولت بيان می‌شود. همه سلول‌های بدن، پتانسل غشا دارند. اما تنها سلول‌های عصبی و سلول‌های ماهيچه‌ای می‌توانند از اين پتانسيل غشا برای ايجاد پيام عصبی بهره گيرند. وقتی نرون يا سلول ماهيچه‌ای در حالت استراحت است (پيام عصبی توليد نمی‌کند) پتانسيل غشا پتانسيل آرامش ناميده می‌شود. مقدار اين پتانسيل در حدود 70- ميلی ولت ( mv ) است. در اين حالت درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. از اين‌رو، گفته می‌شود سلول دروضعيت پلاريزه (دارای قطب؛ درون منفی و برون مثبت) است. توجه داشته باشيد که در حالت پلاريزه، درون سلول يون‌های مثبت و برون سلول يون‌های منفی نيز وجود دارد، اما مقدار يون‌های مثبت در برون سلول بيشتر است. اگر پتانسيل غشا در اثر محرکی افزايش يابد (برای مثال، به 35- يا 10+) گفته می‌شود سلول در وضعيت دپلاريزه (از دست دادن قطبيت) قراردارد. زيرا، در اين حالت اختلاف پتانسيل درون و برون سلول کاهش می‌يابد. اگر محرک باعث کاهش پتانسيل غشا شود (برای مثال، تا 85- يا کمتر) گفته می‌شودسلول در حالت هايپرپلاريزه (قطبيت زياد) قراردارد. زيرا، در اين حالت بر اختلاف پتانسيل درون و برون سلول افزوده می‌شود. پتانسيل عمل از آنجا که دو لايه لپيدی غشا نسبت به بيشتر يون‌های نفوذپذيری بسيار اندکی دارد، آنها از طريق مجاری ويژه‌ای از خلال غشا می‌گذرند. اين مجاری ماهيت پروتئينی دارند. نفوذ پذيری غشا به na + ، k + و ديگر يون‌های معدنی به وسيله بخشی از اين مجاری به نام دريچه تنظيم می‌شوند. دريچه‌های مجاری غشا در شرايط ويژه‌ای باز يا بسته می‌شوند. وقتی دريچه مجرايی بسته است، نفوذ پذيری غشا به آن يون پايين است و وقتی دريچه مجرايی باز می‌شود، نفوذ پذيی غشا به آن يون افزايش می‌يابد. در غشای سلول عصبی دريچه‌های مجاری na + و k + تحت تأثير پتانسيل غشاء باز يا بسته می‌شوند. از اين‌رو، اين مجاری را با عنوان مجاری حساس به ولتاژ معرفی می‌کنند. در پتانسيل آرامش ( mv 70-) دريچه‌های مجاری na + بسته است. از اين رو، فقط مقدار بسيار اندکی na + از اين مجاری نشت می‌کند. در اين حالت بعضی از مجاری k + باز هستند. بنابراين، سلول در حال استراحت به k + بيشتر از na + نفوذپذير است. وقتی سلول دپلاريزه می‌شود، تغيير ولتاژ به باز يا بسته شدن بعضی از دريچه‌ها می انجامد . در نتيجه غلظت يون‌ها ی درون و برون سلول‌ تغيير می‌کند. وقتی غلظت يون‌ها در دو طرف غشای سولو عصبی در تعادل است مجاری حساس به ولتاژ بسته اند. وقتی يون های اضافی تعادل را بر هم می‌زنند، مجاری حساس به ولتاژ باز می‌شوند و يون‌ها از خلال آنها عبور می‌کنند. وقتی محرکی که باعث دِپلاريزه شدن غشای سلول عصبی می‌شود، بر آن اثر می‌گذارد، دريچه‌های مجاری na + باز می‌شوند. در نتيجه، يون‌های سديم به درون سلول سرازير می‌شوند. به اين ترتيب، پتانسيل غشا کاهش می‌يابد و سلول دپلاريزه می‌شود. دپلاريزه شدن سلول که در واقع نوعی تغيير ولتاژ است باعث باز شدن مجاری k + و خروج اين يون از سلول می‌شود. وقتی که خروج يون‌های پتاسيم افزايش يافت، همگام با تغيير ولتاژ دريچه‌های مجاری na + بسته می‌شوند. در نهايت بيشتر مجاری k + نيز بسته می‌شوند و فقط بعضی از آنها باز می‌مانند. به اين ترتيب سلول دوباره به حالت آرامش خود باز می‌گردد. البته، پمپ na + / k + نيز در اين بازگشت موثر است. يکی از ويژگيهای اين پمپ اين است که هرگاه غلظت يون‌های سديم درون سلول زياد شود، سرعت فعاليت آن به شدت افزايش می‌يابد. تغيير نفوذ پذيری غشاء به na + و k + که باعث تغيير پتانسيل غشاء می‌شود، واقعه‌ای را می‌سازد که پتانسيل عمل يا تکانه عصبی نام دارد. به عبارت ديگر، پتانسيل عمل تغيير ولتاژ غشا است که تحت تاثير محرک رخ می‌دهد. پتانسيل عمل با ورود سديم به سلول عصبی و خروج پتاسيم از آن شکل می‌گيرد. ورود سديم به دپلاريزه شدن و خروج پتاسيم به پلاريزه شدن مجدد می‌انجامد. دستگاه عصبی محیطی رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند. اعصاب پیکری و خودمختار اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند. بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند. رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.  اندام تحتانی ایجاد می‌شوند.

دانستنی های قرآنی

دانستنی های قرآنی 6

 

دو آیه در قرآن هست كه تمامی حروف الفبا  در آنها به كار رفته است ،     

   الف: آیه 154 سوره آل عمران ( ثم انزل علیكم من بعد الغم امنه  و نعاسا یغشی طا ئفه منكم ... تا آخر آیه (

ب: آیه 29 ( آیه آخر ) سوره فتح كه آغاز آن چنین است : " محمد رسول الله و... تا آخر آیه " .

منبع :‌www.tebyan.net


برچسب‌ها: دانستنی های قرآنی, آیا می دانید
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]
دانستنی های قرآنی 5
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]
دانستنی های قرآنی 4


دو آیه در قرآن كریم هست  كه صنعت قلب  مستوی  یا عكس كامل دارد ، یعنی از هر دو سو یكسان  خوانده میشود:

            1- " كل فی فلك "  یس ، 40

            2 - ربك  فكبر "  مدثر ، 3

 

منبع :‌www.tebyan.net


برچسب‌ها: دانستنی های قرآنی, آیا می دانید
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]
دانستنی های قرآنی 3

تقسیم درونی و تفصیلی دیگر قرآن ، به ركوعات است . ركوعات بر خلاف سایر تقسیم بندی های  قرآن طول و اندازه مساوی و معین ندارد ، بلكه تعداد و مقداری از ایات به دنبال هم را كه از نظر معنا و موضوع مرتبط و مشابه هستند یك ركوع گغته می شود و گاهی بعضی از اهل تسنن بعد از سوره فاتحه نماز ها یك ركوع از قرآن را تلاوت می نمایند و وجه تسمیه  آنهم  قبول و تصدیق و تعظیم و ركوع  در مقابل خداست  و یا چون بعد از تلاوت یك ركوع از آیات  به ركوع می روند. عدد ركوعات بنابر مشهور 540 فقره  است .


منبع :‌www.tebyan.net


برچسب‌ها: دانستنی های قرآنی, آیا می دانید
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]
دانستنی های قرآنی 2

در بعضی قرآنها هر جزء قرآن را به دو حزب تقسیم نموده اند و در بعضی قرآنها هر كدام از این دو حزب را باز به چهار قسمت  ربع الحزب، نصف الحزب ، ثلاثه  ارباع  الحزب  و حزب كامل تقسیم نموده اند  و در بعضی از قرآنها هر جزء را به چهار حزب تقسیم كرده اند  بنابر این قرآنها یا 60 حزبی هستند یا 120 حزبی. این تقسیم بندیها برای سهولت در حفظ تعیین حصه های  یو میه و یا برای سهولت در مرور محفوظات  و ... می باشد.

منبع :‌www.tebyan.net


برچسب‌ها: دانستنی های قرآنی, آیا می دانید
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]
دانستنی های قرآنی 1

قران كریم دارای سی جزء است ( سی پاره ) ، كه هر جزء با جزء د یگر از نظر طول برابر است . احتمال دارد كه حضرت رسول ( ص ) ، (در این كه تقسیم از سوی  پیامبر صورت گرفته باشد شاهدی در دست نیست ) یا جانشینان ایشان این تقسیم را، برای تسهیل قرائت  روزانه انجام داده اند .

منبع :‌www.tebyan.net


برچسب‌ها: دانستنی های قرآنی, آیا می دانید
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ ] [ فاطمه سلطانی ] [ آرشیو نظرات ]