دستگاه شنوایی
عنوان : دستگاه شنوايي
Hearing system
نویسنده : كوثر يوسفي
كلمات كليدي : گوش خارجي، گوش مياني،
گوش داخلي، دستگاه شنوايي، روان شناسي احساس و ادراك
|
دستگاه شنوایی، مسئول جمعآوری، هدایت و تقویت اصوات و تبدیل صوت به انرژی الکتریکی و انتقال آن به مراکز ویژهای در مغز است. اندام شنوایی از 3 بخش گوش خارجی، میانی و داخلی ایجاد شده است.
گوش خارجی از لاله و مجرای گوش تشکیل شده است. لاله گوش از طرفین کاسه سر به بالا و خارج کشیده شده و مسئول جمعآوری اصوات است. لاله گوش دارای دو سطح خارجی و داخلی و یک کنار محیطی است. سطح خارجی لاله گوش نامنظم، مقعر و دارای برجستگی و فرورفتگی است. کنار محیطی، پیچک هلیکسنام دارد که در پایین به نرمه گوش ختم میشود. بخش عمقی لاله گوش را صدف مینامند. صدف به مجرای گوش خارجی منتهی میشود. جلوی مجرای گوش خارجی برجستگی کوچکی به نام زبانه[قرار دارد. مجرای گوش خارجی به طول 5/2 سانتیمتر از صدف شروع و به پرده گوش ختم میشود. یک سوم خارجی آن، غضروفی و دو سوم داخلی آن استخوانی است. مجرای گوش به سمت جلو، داخل و پایین امتداد مییابد و کمی به جلو و عقب انحنا دارد. پوست مجرای گوش از مو پوشیده شده و دارای غدد ویژهای است که ماده مومیشکلی به نام سرومن(واکس) ترشح میکنند. وجود این مواد از ورود ذرات گرد و غبار و حشرات به داخل گوش جلوگیری میکند.
گوش میانی محفظهای استخوانی است که از مخاط پوشیده شده است و در ضخامت استخوان گیجگاه قرار داشته و حفره صماخ نامیده میشود. این محفظه به شکل مکعب نامنظمی است که جدارهای داخلی و خارجی آن به یکدیگر نزدیک شدهاند و استخوانچههای گوش در آن قرار دارند. حجم این محفظه به اندازه 5 قطره آب است. جدار خارجی محفظه توسط پرده صماخ پوشیده شده است. جدار داخلی محفظه، استخوانی است و در آن دو سوراخ دیده میشود که دریچه دهلیزی و دریچه حلزونی نام دارند. در جدار قدامی دو مجرا وجود دارد. یکی قطورتر است که شیپور استاش[نام دارد و مرتبط با حلق میباشد و دیگری عضله کشنده پرده صماخاست. سه استخوانچه هستند که در گوش میانی و بعد از پرده صماخ قرار دارند که به ترتیب استخوانچه چکشی، استخوانچه سندانی و استخوانچه رکابینام دارند. دسته استخوانچه چکشی به پرده صماخ میچسبد. استخوانچه چکشی به وسیله رباطهای ریزی به استخوانچه سندانی متصل میشود بهطوری که با حرکت استخوانچه چکشی، استخوانچه سندانی هم همراه آن حرکت خواهد کرد. انتهای دیگر استخوانچه سندانی به تنه استخوانچه رکابی متصل میشود. استخوانچههای گوش میانی به وسیله لیگامانها(رباطها) طوری آویزان شدهاند که مجموع استخوانچههای چکشی و سندانی به صورت یک اهرم واحد عمل خواهند کرد و نقطه اتکای این اهرم تقریبا در لبه پرده صماخ قرار گرفته است
گوش داخلی از دو قسمت به نامهای لابیرنت غشایی
استخوانی تشکیل شده است. لابیرنت غشایی متشکل از کیسههای پر از مایعی است که در
درون حفرهای از استخوان تمپورال (لابنریت استخوانی) قرار گرفتهاند. لابیرنت
استخوانی که شامل سه قسمت دهلیز ، کانالهای نیم دایرهای و حلزون است. در حلزون قسمتی
از لابیرنت غشایی به نام مجرای حلزونی قرار گرفته است. حلزون 2.5 دور به دور
محوری از استخوان اسفنجی به نام مدیولوس
چرخیده است. حلزون از سه لوله پیچ خورده که کنار هم قرار دارند تشکیل شده است؛
نردبان دهلیزی ، نردبان میانی و نردبان صماخی. نردبان دهلیزی و میانی بوسیله غشاء راینسر و نردبان میانی صماخی بوسیله غشاء
قاعدهای از یکدیگر جدا شدهاند. میانی و صماخی را از هم جدا میسازد. بر سطح غشا قاعدهای، اندام کورتی قرار گرفته که محتوی یکسری سلول به نام سلولهای مژکدار[ هستند. این سلولها خاصیت گیرندگی دارند که در پاسخ به ارتعاشات صوتی، ایمپالس عصبی تولید میکنند. از آنجا که حلزون گوش داخلی در یک حفره استخوانی در استخوان تمپورال، به نام لابیرنت استخوانی قرار گرفت فضایی بین لابیرنت غشایی و لابیرنت استخوانی قرار گرفته است که مایع پریلنف در آن جریان دارد. اعصاب شنوایی – تعادلی از لابیرنت غشایی شروع میشود.
گوش و حس شنوایی صدا از ارتعاش اجسام تولید میشود که مولکولهای هوا را فشرده در آنها موجی تولید میکند که این موج با سرعت کمی بیشتر از سیصدمتر در ثانیه در اطراف پخش میشود. صداها از نظر زیر و بمی و شدت و طنین متفاوتند. زیر و بم بودن صدا به بسامد(فرکانس) ارتعاش مربوط است و با واحد هرتز(Hertz)، یعنی تعداد دور در ثانیه اندازهگیری میشود. شدت صدا، بلندی آن است و صداهای شدیدتر امواج بلندتری ایجاد میکنند. طنین(timbre) ویژگیهایی است که نوع و ماهیت صوت را مشخص میکند. دستگاه شنوایی انسان نسبت به صداهایی که بسامد آنها بین بیست تا بیستهزار هرتز باشد، حساسیت دارد. با افزایش سن بهتدریج توانایی دستگاه شنوایی برای شنیدن فرکانسهای بالا کاهش مییابد. ارتعاش مربوط به صدا به وسیله لاله گوش و مجرای شنوایی به پرده صماخ میرسد و پرده مذکور، آن را با همان بسامد مرتعش میکند. ارتعاشات پرده صماخ در گوش میانی به وسیله سه استخوانچه چکشی، سندانی و رکابی تقویت میشوند و به دریچه بیضی که بسیار کوچکتر از پرده صماخ است و سپس به مایع پریلنف حلزون گوش داخلی منتقل میشوند. این مایع به علت وجود دریچه گردی در انتهای دیگر حلزون میتواند امواج صدا را هدایت کرده، بخشی از غشای پایه را حرکت دهد؛ به این ترتیب با فرورفتن دریچه بیضی به سوی گوش داخلی، دریچه گرد به طرف گوش میانی برآمده میشود. گیرندههای حس شنوایی در بخشی از ساختار حلزونیشکل گوش داخلی قرار دارند. حرکت مایعات آندولنف و پریلنف در گوش داخلی، غشای پایه و در نتیجه سلولهای مژهدار را که گیرندههای شنوایی بوده و بر روی غشای پایه قرار دارند، جابجا میکند و سلولهای مذکور را در بین غشاهای پایه و پوشاننده که به فاصله کمی در بالای سلولهای مژهدار هستند، تحریک میکند. خمیدگی مژهها باعث باز شدن کانالهای سدیم غشای این سلولها و در نتیجه دپلاریزه شدن و تحریک آنها میشود. صداها با بسامدهای مختلف، بخشهای متفاوت غشای پایه را تحریک میکنند. بهطور کلی صداهای زیر، قسمتهای نزدیک به قاعده حلزون و صداهای بم نزدیک به رأس حلزون را مرتعش میکنند. با عبور صداهای بلند از طریق سیستم استخوانچهای و نهایتا رسیدن آنها به سیستم عصبی مرکزی، رفلکسی اتفاق میافتد که پس از یک دوره نهفتگی 40 تا 80 هزارم ثانیه، موجب انقباض عضله رکابی و به میزان کمتر، عضله کشنده صماخ خواهد شد. عضله کشنده صماخ، دسته چکشی را به سمت داخل میکشد، در حالی که عضله رکابی، استخوانچه رکابی را به سمت خارج میکشد، این دو نیرو با یکدیگر مخالفت کرده و موجب میشوند که تمامی سیستم استخوانچهای، سختی زیادی پیدا کند و به این ترتیب هدایت اصوات با فرکانس پایین و بهخصوص فرکانسهای زیر 1000 سیکل در ثانیه به میزان زیادی کاهش خواهد یافت. این رفلکس تضعیفکننده میتواند شدت انتقال صوت با فرکانس پایین را بین 30 تا 40 دسیبل کاهش دهد، که تقریبا مشابه اختلاف بین یک نجوا و یک صدای بلند است. هدف این مکانیسم احتمالا دوگانه است:
الف. حفاظت حلزون در برابر ارتعاشات آسیبرسان ناشی از اصوات فوقالعاده بلند.
ب. پوشاندن اصوات با فرکانس پایین در محیطهای شلوغ.
این موضوع معمولا قسمت عمدهای از پارازیت زمینهای را حذف کرده و به شخص اجازه میدهد تا توجه خود را روی اصوات با فرکانس بالاتر از 1000 سیکل در ثانیه متمرکز کند که در آن فرکانسها، بخش اعظم اطلاعات مفید در ارتباطات کلامی انتقال مییابد. عمل دیگر عضلات کشنده صماخ و رکابی، کاهش حساسیت شنوایی یک فرد به صحبت کردن خود وی است. این اثر از طریق سیگنالهای جانبی که موقع فعال شدن مکانیسم تکلم در مغز منتقل میشوند، فعال میشود.
راه عصبی شنوایی
عمل قشر در شنواییقشر شنوایی بطور عمده بر روی سطح فوقانی لوب
گیجگاهی قرار دارد. دو ناحیه در قشر وجود دارد که عبارتند از قشر شنوایی اولیه
ارتباطی شنوایی که قشر شنوایی ثانویه نیز نامیده میشود؛ قشر شنوایی اولیه
مستقیما توسط فیبرهای عصبی که از جسم زانویی میانی به آن میرسند، تحریک میشود.
در حالی که نواحی ارتباطی شنوایی بطور ثانویه بوسیله ایمپالسهای شنوایی اولیه و نواحی
ارتباطی تالاموس در مجاورت جسم زانویی میانی تحریک میشوند. تمیز طرحهای صوتی بوسیله قشر شنوایی
تمییز جهت صوتانسان جهت
صوت را لااقل بوسیله دو مکانیزم اصلی تعیین میکند.
مکانیزم
اول برای فرکانسهای پایینتر از 3000 هرتز و مکانیزم دوم برای فرکانسهای بالاتر
عمل میکند. هرگاه شخص مستقیما در جلوی منبع صوت قرار گرفته باشد، صوت در یک
لحظه به هر دو گوش میرسد. در حالیکه اگر گوش راست به منبع صوت نزدیکتر باشد،
سیگنالهای صوتی صادره از گوش راست قبل از سیگنالهای صادره از گوش چپ ، وارد مغز میشود.
انواع کری
|


