بررسي علل افت تحصيلي ، ترك هاي انبوه در پيكره اهداف آموزش و پرورش
|
بررسي علل افت تحصيلي ، ترك هاي انبوه در پيكره اهداف آموزش و پرورش نويسنده: منصور آبادي بررسي دليل شكست دانش آموزان در تحصيل به مطالعه دقيق احتياج دارد، تنبلي يا بي ميلي را نمي توان تنها دليل عقب افتادگي تحصيلي دانست. گاهي علت شكست دانش آموزان را بايد در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشي و وضعيت اقتصادي جستجو كرد. مدرسه درميان نهادهاي تعليم و تربيت جامعه جايگاه ويژه اي دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترين عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگي تربيت افراد در مدرسه آغاز مي شود و تا دوران جواني ادامه دارد. در اين مدت دانش آموزان در جنبه هاي مختلف جسماني، عقلاني، اخلاقي، هنري و غيره پرورش پيدا مي كنند.مدرسه كانوني است كه در آن دانش آموز در معرض تجربيات جديد قرار مي گيرد و وجود همكلاسي ها، شرايط و روابط تازه، عرصه اي را براي كسب مهارت هاي اجتماعي فراهم مي كند، درنهايت آموزش رسمي، فرد را براي يادگيري ميراث فرهنگي جامعه در قابل تعليمات مدرسه اي آماده مي سازد. اودلوم معتقد است كه نظام آموزشي امروز براي نيازهاي مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت هاي فردي آنان كافي نيست، نظام آموزشي چنين است كه به دانش آموز هرچه گفته مي شود، بايد انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعي تنبيه و زندگي براي او تلخ مي شود. اگر مطالب آموختني براي دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمي روند. جالب توجه بودن براي روان ما شبيه اشتهاي به غذا براي جسم است. همان طور كه جسم غذاي ناخوشايند را رد مي كند، فكر ما نيز غذاي نامطبوع را رد مي كند. موفقيت يك نظام آموزشي مستلزم وجود 5ركن است: 1-برنامه تحصيلي مناسب 2-معلمان كافي و با صلاحيت 3-كتاب ها و وسائل درسي مناسب 4-آموزشگاه هاي مطابق با وضعيت جغرافيايي و با كيفيت مناسب 5-سازمان اداري مطابق با مقتضيات اجتماعي، اقتصادي و جغرافيايي كشور. چنان چه برنامه با مرحله سني كودك مناسب نباشد يا محتواي زياد و غيرضروري را شامل شود و كتاب ها ازنظر محتوا كهنه يا تكراري باشد و توزيع آموزشگاه ها در سطح كشور درست صورت نگيرد يا شرط ديگري تحقق نپذيرد به مشكلات تحصيلي و درنتيجه افت آن مي انجامد و سرمايه انساني، اقتصادي زيادي تلف مي شود و طبعاً جبران اتلاف نيروي انساني امكان پذير نيست و چه بسا نيروهاي فكري درجهت درست و مناسب خود رشد نكنند. يكي از مسائل و مشكلات اساسي نظام آموزشي هركشوري مسئله افت تحصيلي است (منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي دانش آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است). عوامل مهم در افت تحصيلي دانش آموزان عبارتند از: 1- عوامل فردي: بدون شك يكي از عوامل مهم در افت تحصيلي كمبود هوش و توانائي هاي ذهني است، مطالعات نشان داده است كه درصد بسيار اندكي (10%) از موارد افت تحصيلي به علت ناتواني ذهني فرد است. براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط، توجه به آن مطلب است. بديهي است كه اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد، ولي به مطلب يا موضوعي توجه نكند، نمي تواند آن را فراگيرد. علت افت و شكست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از عدم توجه به معلم و مواد تدريس شده و نيز عدم تمركز حواس هنگام مطالعه و انجام تكاليف درسي است. عامل فردي ديگر انگيزه است كه موجب هدايت رفتار فرد به سوي نوعي هدف مطلوب مي شود. انگيزه در واقع موتور حركت هر فردي است. محققان يكي از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت مي دانند. براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرد احساس نياز كند. وقتي دانش آموزان در اثر شكست در درسي تازه نسبت به آن نگرشي منفي پيدا مي كنند، بايد به او كمك كرد تا در درس تازه موفقيت كسب كند. در نتيجه به تصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد، زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود و بايد شرايطي را فراهم كرد كه دانش آموز موفقيت خود را احساس مي كند. افرادي كه داراي انگيزه پيشرفت بالاهستند به تكاليفي روي مي آورند كه درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تكاليف خيلي آسان يا خيلي دشوار پرهيز مي كنند و برعكس افرادي با انگيزه پايين به سوي تكاليف نيمه دشوار روي مي آورند كه بتوانند از دشواري آنها به عنوان بهانه اي براي عدم موفقيت استفاده كنند. نارسايي هاي جسمي يكي ديگر از عوامل افت تحصيلي فردي است. دانش آموزاني كه داراي بنيه اي ضعيف هستند و از سلامت عمومي كامل برخوردار نيستند، نمي توانند به اندازه كافي كوشش و فعاليت داشته باشند. اين دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بيماري ها از پيشرفت درسي باز مي مانند. وجود ضعف در بينايي، ناراحتي هاي مربوط به ضعف عصبي و مشكلات ارتباطي از جمله اين موارد مي باشد. 2- علل خانوادگي: شايد بتوان گفت مهمترين عامل مؤثر در شكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل، خانواده است، كه با مساعد كردن محيط خانواده مي توانند باعث پيشرفت فرزندان خود گردند. يكي از مهمترين عوامل افت تحصيلي دانش آموزان فقر مالي خانواده است كه مي تواند به طور غيرمستقيم بر پيشرفت تحصيلي مؤثر باشد. محروم ماندن از غذاي سالم و كافي و نداشتن استراحت لازم موجب عقب ماندگي درسي مي شود. فقر فرهنگي و بيسوادي يا كم سوادي والدين، فقدان والد يا والدين، مشاجره و ناسازگاري ميان والدين و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران از مهمترين علل خانوادگي در افت تحصيلي دانش آموزان است. 3- علل آموزشي و مدرسه اي: گاهي علت افت تحصيلي و يا شكست درسي دانش آموزان را بايد در مدرسه جستجو كرد. شيوه تدريس معلم، برنامه درسي مدرسه كه درست طراحي نشده مثلادروس نسبتاً سخت را پشت سر هم يا در ساعاتي گذاشته اند كه عموماً دانش آموزان خسته هستند. پيشداوري هاي معلم، شرايط فيزيكي كلاس، تعويض معلمان به طور مكرر در طول سال تحصيلي و ارزيابي هاي نادرست معلمان از عملكرد دانش آموزان، كنترل نامناسب كلاس و فقدان وسايل كمك آموزشي از ديگر علل در افت تحصيلي دانش آموزان هستند. از ميان عوامل فوق معلم اهميت بسياري دارد. (معلمان شايسته داراي صفاتي چون سلامتي جسماني و رواني، مهربان بودن، باثبات بودن و منطقي بودن، صبور و بردبار بودن و... هستند). عواملي مانند عدم تناسب نيازها و علايق دانش آموزان با محتواي كتب درسي و عدم هماهنگي اهداف آموزشي با نيازها و علايق دانش آموزان از عوامل افت تحصيلي مي باشد. اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعاً با نيازها و رغبت ها و مسائل و مشكلات دانش آموزان تناسب داشته باشد، باعث مي شود كه آنها در تحصيل بهتر كوشش كنند و تحصيلات خود را به پايان برسانند و در نتيجه از ميزان ترك تحصيل كاسته شود. هدف عمده در مدرسه پيش بردن يادگيري دانش آموزان است. تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد، زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است كه ميزان فعاليت هاي مدرسه را روشن مي كند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد و اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد و به عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود. به وسيله ارزيابي و امتحان است كه معلم مي تواند اثر كوشش هاي خود را بفهمد و يا بداند كه چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدف هاي مورد نظر كمك كند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است. چنان چه امتحان به جاي اين كه يك وسيله باشد، يك هدف اصلي به شمار آيد، بر كل فرآيند آموزشي اثرات سوء مي گذارد و هدف هاي حقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد، در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريس و يادگيري تأثير گذاشته و دانش آموزان فقط براي كسب نمره و قبول شدن در امتحان فعاليت مي كنند. دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ كردن مطالب مي پردازند و در نتيجه قدرت تفكر و استدلال و نوآوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجب خستگي آنها از درس و معلم مي شود. همه اين موارد منجر به عدم پيشرفت و افزايش ميزان افت تحصيلي و در نهايت ترك تحصيل دانش آموزان مي گردد. استفاده از شيوه هاي صحيح امتحان يا ارزيابي پيشرفت تحصيلي، نه تنها معلم را قادر مي سازد كه دانش آموزان خود را در رسيدن به هدف هاي آموزش و پرورش راهنمايي كند، بلكه براساس ارزيابي مداوم مي تواند روش تدريس را نيز ارزيابي كند. به اين ترتيب مي تواند از ترك تحصيل دانش آموزان جلوگيري كند. بنابراين امتحان وسيله اي نيست كه تنها در پايان مراحل تحصيلي و براي و انتخاب افراد مستعد و شايسته تر به كار رود، بلكه امتحان بايد به طور مداوم و در جريان تدريس باشد و در موقعيت هاي مختلف انجام گيرد. گاهي عقب ماندگي در تحصيل بر اثر تنش فكري و وضع آشفته وهيجاناتي است كه به مناسبت بلوغ در نوجوانان ايجاد شده است. از يك سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوي ديگر بحران هويت و مسائل ارزشي و از طرفي روابط با والدين و همسالان، نوجوان را بر سر راه هاي انتخاب قرار مي دهد و واقعاً نمي داند از زندگي چه مي خواهد و ديگران نسبت به او چه عكس العملي نشان مي دهند. اين امور باعث ناراحتي، افسردگي و اضطراب نوجوان و در نتيجه عقب افتادگي و شكست در تحصيل مي شود. □منابع: 1- مسائل آموزش و پرورش ايران و راهكارهاي آن، دكتر عباس شكاري 2- بررسي اجمالي افت تحصيلي و دلائل آن در ايران، چهارمين دوره مقاله نويسي اصفهان 3- ارزشيابي آموزشي، عباس بازرگان 4- بررسي افت تحصيلي، ابوالفضل جمشيدي 5- روشهاي پيشگيري از افت تحصيلي، نشر انجمن اولياء و مربيان 6- مسائل جهاني آموزش و پرورش، ترجمه احمد آقازاده |
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۹ ساعت 13:24 توسط پایه سوم نظرآباد
|